موفقیت در صنعت نساجی با فنـــاوری نــانـــو

دستاورد شرکت نانو ماد پارس در تولید پارچه ضد امواج

 

دستاورد شرکت نانو ماد پارس در تولید پارچه ضد امواج

دکتر لاله ملک نیا عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد جنوب و مدیر عامل و مؤسس شرکت نانو ماد پارس از اوایل دهه‌ی هفتاد حدود سه سال، مدیریت تولید یک کارخانه فرش را بر عهده داشتند و در دانشگاه آزاد بیرجند تدریس می‌کردند و در سال ۱۳۷۶ با آقای مهندس میرکاظمی که هم از اقوام ایشان بودند و هم همکلاسی ایشان بودند، ازدواج کردند. در سال ۱۳۸۵ با نمره‌ی عالی در رشته‌ی شیمی نساجی در مقطع دکترا از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدند. در ادامه بخشی از صحبت های ایشان در پنجمین مجمع اقتصاد فناوری نانو تشریح می‌شود.

تجارب

۱) تجهیز آزمایشگاه شخصی علیرغم دسترسی به آزمایشگاه‌های دانشگاهی

خانم دکتر لاله ملک نیــا در مورد اینکه چرا آزمایشــگاه شــخصی برای خود ایجاد کــرد چنین میگویدکه فعالیت ما به ســال‌های ۱۳۸۶ برمی‌گــردد و در آن زمان خیلی از دانشــگاه‌ها تجهیزات آزمایشگاهی را که مورد نیاز صنعت نانو است، نداشتند و یا خیلی کم بود. ما باید هزینه‌های پژوهشی را خودمان پرداخت می‌کردیم. شاید این دلیل اصلی بود که وصل شدن به دانشگاه بر اساس اینکه قرار باشد خودتان هزینه‌هایی را انجام دهید، خیلی منطقی به نظر نمی‌رسید. ضمن اینکه در آن سال‌ها نگاه دانشگاه به شخص فناور متفاوت بود و حتی فکر می‌کنم تا یکی دو سال اخیر هم همچنان مقاله‌محور بود تا اینکه بخواهند محصول‌محور نگاه کنند. بنابراین خیلی از کارها را بدون اینکه هیچ خروجی به صورت مقاله داشته باشند، اجرا می‌کردیم و به همین دلیل جدا از دانشگاه کار را پیش می‌بردیم.

 

۲) عدم همکاری با دانشجویان برخلاف مدل رایج بسیاری از استادان دانشگاه در شرکت نانو ماد پارس

پژوهشــی که می‌خواهد منجر به ورود به بازار بشــود با پژوهش دانشگاهی خیلی متفاوت است. نگاهی متفاوت و ابزارهای متفاوت خود را می‌طلبد. بنابراین با توجه به زمان پروژه و هزینه‌های مورد نیاز برای پروژه‌های دانشگاهی، به نظر می‌رسد دانشجو آنقدر آمادگی ندارد که هم زمان را تحمل کند(مثلاً پنج یا شش سال تا ورود به بازار) و هم هزینه‌ها را متقبل بشود. حداقل هزینه‌هایی که ما در آن سال‌ها می‌بایست پرداخت می‌کردیم، برای یک دانشجو اصلاً معقول نبود و اگر هم قرار بود ما این هزینه‌ها را خودمان پرداخت کنیم دیگر ضرورتی نداشت این کار را انجام بدهیم. یعنی هم ایده را داشــته باشیم هم هزینه داشــته باشیم و هم نیروی انسانی بخواهیم بگیریم. یعنی یک دانشــجو را بیاوریم و بعد بخواهیم بابت آن هزینه بکنیــم که کار انجام بدهــد و در نهایت می‌خواهد که خودش را محق بداند. زیرا با این مشکل مواجهه شده بودیم که دانشجو فکر می‌کند که چون پروژه است و ایشــان هم در آن کار کرده، می‌بایســت سهم عمده‌ی این داستان را داشته باشد. این تجربیات پراکنده‌ی اطراف ما سبب شد که این اتفاق بیفتد. شــاید این نگاه امروز وجود نداشته باشد. من در حال حاضر با ده دانشجوی کارشناسی ارشد و دو ـ سه دانشجوی دکترا کار می‌کنم. ولی در آن زمان این نگاه را نمی‌توانستیم داشته باشیم.

 

۳) تیم خانوادگی نانو ماد پارس

بحث نیروی انسانی که در خیلی از تیم‌ها دانشجو است، برای کار ما در یک تیم خانوادگی شکل گرفت. بخش دانــش کار را خودم بر عهــده گرفتم زیرا در حوزه‌ی تخصصی خودم بود و اما بخــش تکنیکال کار را مانند تســت‌ها که می‌بایست انجام می‌شــد، با نگاه فنی که همسرم داشتند، ایشــان اجرا می‌کردند. خیلی مواقع ما باید یک سری تجهیزات را می‌ساختیم که این بخش کار به ایشان منتقل شد و تیم ما شکل گرفت.

 

۴) ضعف توانمندی‌های تجاری‌سازی بازاریابی و فروش در تیم نانو ماد پارس

ما کارهای زیادی را تــا آن زمان انجام دادیم. مهم این اســت زمانی که می‌خواهید وارد بازار شــوید، تجربیاتی را داشته باشید که ما آن تجربیات را اصلاً نداشتیم و شاید بتوانم به جرأت بگویم که تازه در یک سال و نیم اخیر است که ما متوجه شــدیم صرفاً تولید یک تکنولوژی تعیین‌کننده نیست و باید پارامترهای مختلفی کنار هم قرار بگیرند؛ تیم‌های منسجمی کنار یکدیگر باشند تا بتوان یک فناوری را به بازار عرضه کرد. شاید در مورد آن‌ها همین خلأ وجود داشته است. کارهای زیادی انجام شده اما آن نگاه از سمت شرکت ما وجود نداشته که این فقط بخشــی از کار اســت و باید تیم‌های دیگری در زمینه‌ی بازاریابی و فروش وارد عمل می‌شدند. امروز من حــس می‌کنم که این یک نوع نگاه ابتدایی و اولیه اســت و عمده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی فناوران ما هم درگیر همین داســتان هستند. ما الان متوجه هستیم که فناوری بیست درصد کار اســت و هشتاد درصد موضوع، بخش‌‌های دیگری هستند که باید در حوزه‌های بازاریابی، تبلیغات و موارد دیگر فعالیت کنند تا یک کار به خوبی شکل بگیرد و به صنعت برسد.

 

۵)پراکنده‌کاری و عدم تمرکز

ظاهر کارهای ما نشان می‌دهد که خیلی متفاوت کار کرده‌ایم اما واقعیت این است که اساس همه‌ی این‌ها بر یک تکنولوژی استوار هست و از آن طرف هم ما می‌پذیریم که شاید در این حوزه که ما کار می‌کردیم باید به یک محصول فکر می‌کردیم. از این جهت که برای محصول باید بازاریابی انجام می‌شد و تمرکز روی آن می‌توانست ما را موفق‌تر کند و چه بسا که بعد این اتفاق به همین شکل افتاد. یعنی گرچه آن تکنولوژی کاربردهای متعدد داشت اما نمی‌توانست هم زمان با تمامی آن کاربردها به بازار ورود پیدا کند.

 

۶) مطالعه و شناخت ساختار صنعت جهت ورود به بازار

در واقــع این اتفاق نیفتــاده بود و این ضعــف مجموعه‌ی ما بود و باید به این نکته اعتراف کرد که هر محصولــی باید در زمان و مکان خودش ورود پیدا کند. ما همین الان هم یک ســری محصولات داریم که فعلاً جایگاهی در بازار امروز ندارند و باید این محصولات در زمان مناسب ورود پیدا کند. زمانی که آگاهی و شرایط جامعه شکل بگیرد که ما بتوانیم مشــتری آن را پیدا کنیم. ما همین محصولات را در سال ۱۳۸۸ هم ارائه کردیم اما واقعاً موفق نشد و دلیل آن این بود که کسی با آثار مخرب امواج آشنا نبود ولی امروز مشتری راحت به این سمت حرکت می‌کند.

 

۷) رشد ستاد در فرایند حمایت از تجاری‌سازی

من فکر می‌کنم نگاه ستاد هم در این چند سال خیلی تغییر کرده و تجربیات جدیدی پیدا کرده است. در آن سال‌ها نگاه ستاد بیشتر مقاله‌محور بود و البته تیم‌های منســجم امروزی نیز وجود نداشتند. در مجموع می‌توان گفت که امروز نوع نگاه ســتاد به فناور متفاوت است و در کنار آن نیازمندی‌های فناور را که شاید خود فناور هم از آن‌ها مطلع نباشــد، پوشــش می‌دهد. در نهایت امروز می‌بینیم که خیلی راحت‌تر می‌تواند به واسطه‌ی حمایت‌هایی که از طرف ستاد انجام شده و مجموعه تیم‌هایی که شکل گرفته، به بازار وارد شد.

 

۸) فروش دانش فنی یا فروش محصول

این تکنولوژی و محصول ما به دلیل کاربرد به فناوری مربوط می‌شود. خیلی دور از ذهن است که ما بتوایم تکنولوژی را واگذار کنیم و بعد کاربردهای دیگر آن را به بازار برسانیم. به نظر می‌رسید که درآمدزایی این بخش برای ما بیشتر از فروش تکنولوژی و دانش فنی باشد. همین دلیل تصمیم این بود که ما به سمت تولید منسوجات ضد امواج برویم. ما عملاً با فروش دانش فنی برای این محصول، محصولات دیگری را که می‌توانستیم به بازار ارائه کنیم، تحت‌الشعاع قرار می‌دادیم.

 

۹) محافظت از فناوری با ثبت اختراع

ما تا سال ۱۳۷۸ حدود بیست ثبت اختراع انجام داده بودیم. دو دلیل برای من وجود داشت که در این بازه‌ی زمانی به سمت ثبت اختراع نرفتم اول اینکه برای این محصول خاص، خیلی احساس نیاز نمی‌کردم و دوم اینکه احساس من این بود که اگر پیش خودم بماند، بهتر از این است که وارد جایگاهی شود که به واســطه‌ی علاقه‌مندی در این حوزه، احتمال داشت نتوانیم از آن نگهداری کنیم. گذاشتیم تا لحظه‌ای که ورود به بازار آن بخواهد انجام شود و هم زمان با توصیه‌ای که از طرف ستاد نانو وجود داشت در آن زمان شروع کردیم و ثبت پتنت خارجی را انجام دادیم.

 

۱۰) اگر به ۱۰ سال قبل برگردم…

با تجربه‌ای که امروز پیدا کردم اگر به ده سال پیش برگردم، نوع نگاهم برای تجاری کردن یک محصول، فرق می‌کرد و قطعاً متفاوت فکر می‌کردم. زیرا همانطور که گفتم فناوری بیست درصد کار است و در کنار آن باید تیم‌های منسجمی شکل بگیرند تا بتوانند این محصول را به بازار برسانند. این یک نگاه است که امروز اگر قرار باشد شرکتی شکل بگیرد، باید این نگاه اولیه را داشت که تیم‌های متفاوتی باید در کنار هم وجود داشته باشند. دوم اینکه ما یک بازه‌ی زمانی را از دست دادیم؛ چرا که می‌خواستیم با شرکت‌ها به قرارداد برسیم و مذاکره می‌کردیم. امروز نگاه متفاوتی به این موضوع دارم. یعنی منتظر این نیستم که یک شرکت بزرگ بیاید و صاحب نام باشد تا این فناوری را به بازار عرضه کند. بلکه محصول را هر شخصی بسته به آن دانش و شرایطی که دارد، می‌تواند وارد بازار کند؛ مثًلا در این حوزه این محصول به این دلیل توانست موفق شــود که مجموعه‌ی تن سان طب، شــکم‌بندهای معمولی را در سبد کالای خود داشتند و محصول ما سبد محصولات آن‌ها را کامل می‌کرد و آن‌ها بازار را می‌شناختند. بنابراین هر کدام از کاربردهایی که دانش ما می‌تواند داشته باشد، باید در همان حوزه و با ملحق شدن با شرکت‌هایی که این توانمندی را دارند، ارائه شــود. موضوع بعدی این اســت که در سال ۱۳۸۸ ما می‌توانســتیم این تکنولوژی را به فرانسوی‌ها بفروشیم اما همان موقع هم فکر می‌کردیم کاربردها خیلی فراوان است و ما اگر بتوانیم این را در داخل کشور به تولید برسانیم، سودآوری کار برای ما خیلی بیشتر خواهد بود. شاید امروز در یک تکنولوژی دیگری بخواهم نسبت به یک سرمایه‌گذار خارجی و یا فروش دانش فنی نگاهی داشته باشم، متفاوت‌تر عمل کنم.

 

۱۱) استاد دانشگاه، مدیرعامل یا کارآفرین یا…

من از صنعت وارد دانشگاه شدم. یعنی بعد از فارغ‌التحصیلی در دوران کارشناسی وارد صنعت شدم و شرایط خیلی خوبی هم بود ولی من را راضی نگه نمی‌داشت زیرا تکرار مکررات بود و به این دلیل به دانشگاه برگشتم و ادامه تحصیل دادم. با توجه به تجربه‌ای که از صنعت داشتم و نگاهی که پیدا کرده بودم؛ صرفاً نگاه مقاله‌محور نبود و چون با صنعت آشنا بودم، درد صنعت را در حوزه‌ی نساجی می‌توانستم درک کنم. امروز اگر نامی بخواهیم بگذاریم، من می‌گویم یک پژوهشگر صنعت هستم نه یک پژوهشگر دانشگاه زیرا مقاله ندارم. الان با توجه به تعدد دانشجویی که دارم تعداد مقالات من با کنفرانسی و مقالات ISI من متجاوز از شصت مقاله نیست، نهایتاً بیست مقاله باشد. زیرا هیچ کاری را به این سمت نبردم که بخواهم مقاله کنم. نگاه تجاری و محصول محور داشــتم و عمدتاً این یکی از دلایلی بوده که با دانشجویان خیلی نتوانستم در بحث تجاری‌سازی شروع به کار کنم.

 

تجاری‌سازی

آقای مهندس عسگری کارشناس ستاد توسعه فناوری نانو که ایشان خبر مدال طلای خانم دکتر لاله ملک نیا را در رسانه‌ها دیدند. آقای مهندس بعد از جستجو با خانم دکتر تماس گرفتند و جلسه‌ای با هم گذاشتند و خبر تولید نیمه‌صنعتی این پارچه‌های رسانا را روی سایت اینترنتی ستاد نانو منتشر کردند. بعد از سال نو و در ابتدای سال ۱۳۹۴ خانم دکتر بــه برنامه‌ی طرح‌های نوآورانه‌ی نانومچ معرفی شــد و یک مسیری را هم در ستاد نانو پیش گرفت. در ادامه به بیان فعالیت‌های ایشان می‌پردازیم.

۱) اولین جلسه با خانم دکتر لاله ملک نیا

اولین باری که خانم دکتر ملک نیا را در ستاد نانو دیدم ایشان حدود ۳۰ نمونه‌ی اولیه از کارهای محتلف ارائه دادند که همه‌ی آن‌ها می‌توانست جالب توجه باشد که ما با توجه به صحبتی که آن روز داشتیم، نهایتاً جمع‌بندی کردیم که در حوزه‌ی ضد امواج کار کنیم. از نظر تکنولوژیکی آن چیزی که در ستاد اولویت بیشتری دارد که به آن توجه کنیم، تکنولوژی‌های پلتفرمی هستند که قابلیت توسعه‌ی محصول را ایجاد می‌کنند. یعنی این امکان را دارند که ســبدی از محصولات را از یک تکنولوژی ایجاد کــرد و این حوزه در کارهای ایشان جذابیت بیشتری داشت. در اینجا در بازار آن می‌توانستیم به یک نیش مارکت‌های خوبی برسیم که حجم بازارهای بزرگ خلق می‌کند و از این جنبه برای ما جذابیت داشت. ضمن اینکه تستی هم در مجموعه‌های دفاعی قبلاً انجام شده بود و یک گواهی‌نامه‌ای هم وجود داشــت که به نوعی اثبات فناوری برای ما بود و می‌توانست نقطه‌ی شروع خوبی باشد.

 

۲) معرفی به برنامه نانومچ

برنامه‌ی نانومچ در واقع یک نمونه‌ی اولیه از یک محصول را به صورت اثبات فناوری شده و مستندهای قابل ارائه به سرمایه‌گذار تهیه می‌کند و آن را در جشنواره‌ی نانو عرضه می‌کند که می‌توانست بهترین مسیر باشد. به همین دلیل که موضوع اثبات فناوری این تکنولوژی تست و تأیید بشود و هم اینکه جنبه‌های تجاری آن شفاف‌تر شود و در معرض دید سرمایه‌گذارها گذاشته شود تا بهترین مســیرها را در کوتاه‌ترین زمان برای ورود چنین تکنولوژی به بــازار پیدا کرد، به برنامه‌ی نانومچ معرفی شد.

 

۳) رشد ستاد در فرایند حمایت از تجاری‌سازی

تجربیاتی که شــکل گرفت باعث شــد که مسیرهای روشن‌تری ساخته شود. به تدریج برای پشتیبانی از طرح‌هایی که قابلیت تجاری‌ســازی دارند و این که یک فناوری را توسعه داد و به بازار رساند، مدل‌های هوشمندانه‌تری شکل گرفت. به هر حال ستاد یک مجموعه‌ی دولتی است و مداخله در این جنس پروژه‌ها نیاز به هوشــمندی‌هایی دارد که در عین حالی که به توسعه‌ی تکنولوژی کمک می‌کند، بتواند فرصت‌های دیگر را هــم فراهم کند. تجربه مهم‌ترین عاملی بود که در ستاد فناوری نانو شکل گرفت. همچنین برخی از پلتفرم‌ها و برنامه‌های حمایتی جدید برای پشــتیبانی از پروژه‌ها که انعطاف بیشتری داشت، ایجاد شد. همچنان که این کار فراز و فرود‌هایی داشــته تا به یک نقطه خوب رسیده اســت، مدل‌های حمایتی ســتاد هم در جاهایی که امکان نقش آفرینی داشته است، با یک انعطاف خوبی این کار را انجام داده است.

 

۴) تسهیلات ستاد برای طرفین عرضه و تقاضای فناوری

در مورد شرکت فناور، بیشتر پشــتیبانی‌های مشاوره‌ای و حقوقی انجام دادیم. در واقع از ابتدای کار که در برنامه طرح های نوآورانه یک تیم کنار ایشان قرار گرفت، در بخش‌های مختلف کمک‌های مختلف انجام دادند. دمو کردن در نمایشــگاه تا راه‌اندازی در خط تولید از جمله‌ی این کمک‌ها بود و یک مبلغ حدود بیســت و پنج میلیون تومان برای راه‌اندازی خط تولید و همچنین سوله‌ای در سازمان پژوهش‌های صنعتی در اختیار ایشان قرار گرفت تا به عنوان کارگاه تولید مورد استفاده قرار گیرد. در مورد شرکت متقاضی هم بعد از اینکه قرارداد بسته شد و تولید محصول شروع شد، برای ورود به بازار یک کمک چهارصد میلیون تومانی به عنوان سرمایه‌ی در گردش و تسهیلات خرید اعطا شد تا اینکه گردش ابتدایی کار صورت بگیرد.

 

۵) تجربیات حاصل از تعامل ناموفق با یک هلدینگ صنعتی

یک مسئله در آنجا این بود که قرارداد شفاف کاری بین آن مجموعه‌ی هلدینگ و این شــرکت فناور ما نبود که این در خیلی از پروژه های مشابه، مشکل بزرگی است زیرا شرکت های بزرگ، عموماً به فناورانی که در حال کار هستند یک نگاه بالا به پایین دارند و این پیشبرد کار را سخت می‌کند. یکی از مهم‌ترین درس‌ها این است که مدل این همکاری باید شفاف شود و تحت تأثیر نام یک مجموعه‌ی بزرگ نباید قرار گرفت تا بتوان در یک مسیر مشخص حرکت کرد. ضمن اینکه وقتی این اتفاق با شرکت تن ســان طب افتاد و کار را با آقای مهندس احمدی شروع کردیم، یک تیم مشترک تشــکیل دادیم. بعد از تشکیل این تیم مشترک، برای اینکه آقای احمدی را درگیر کنیم، یک ظرافت‌هایی هم به خرج دادیم که بعضی از هزینه‌ها را که باید خود خانم دکتر انجام می‌دادند، به نوعی محول کردیم ایشان انجام بدهند و آن هزینه کردن‌ها شاید باعث شد که ایشــان هم درگیر موضوع شوند و این همکاری تیمی که شکل گرفت، فکر می‌کنم خیلی کمک کرد. در صورتی که در آن پروژه این مشکل وجود داشت که مدیریت کلان آن هلدینگ، تمایل به کار داشت ولی در بدنه این همکاری شکل نمی‌گرفت و کار خوب پیش نمی‌رفت.

 

۶) توسعه بازار

آقای احمدی برنامه‌ریزی برای تولید این محصول تا ۳۰۰۰تا برای یک سال را داشتند و بعد از اینکه محصول را وارد بازار کردند و با شرکت‌هایی که دسترســی آن‌ها به کانال‌های داخلی و خارجی بیشتر است، مذاکره کردند و ظرفیت تولید این محصول هم اکنون ۶ برابر شده است. ایشان قراردادی که بســته‌اند برای تعداد ۱۸۰۰۰۰ محصول است و یک برنامه نیز برای توسعه‌ی صادرات آن دارند که بخشی از آن توسط شرکت بازرگانی انجام می‌شود و بخشی هم با همکاری ستاد که برای بازار چین یک ارتباط گرفته شده است و به این دلیل که در این کشور تقاضا زیاد اســت و به دلیل ظرفیت بازار چین تولید این محصول توسعه پیدا می‌کند.

 

دستاورد

آقای مهندس احمدی، مدیرعامــل شــرکت تــن ســان طــب موفق شدند یک قرارداد فروش بیست میلیارد تومانی با یک شرکت ثالثی امضاء کنند که فکر می‌کنیم حجم بازار این محصول را به سی میلیارد تومان می‌رساند و احتمالاً حجم میلیارد ۹ قراردادی که از سمت تن سان طب با نانو ماد پارس بسته می‌شود، حدود تومان خواهد بود. در ادامه به توضیحات بیشتری از فعالیت‌های ایشان می‌پردازیم.

۱) اعتماد به تیم نانو ماد پارس

آشنایی ما از روز اول تا زمان قرارداد حدود شش ماه طول کشید. دلایل مختلفی وجود داشــت اما مهم‌ترین آن‌ها سوابق درخشان خانم دکتر و همسر محترم ایشــان بود و بعد از آن هم نقش ستاد به عنوان یک میانجی غیرانتفاعی، خیلی به ما کمک کرد. با توجه به اینکه رشته‌ی خود من پیراپزشکی بود، ما اول تست‌های مربوط به پروژه را گرفتیم. ما قبل از این هم شکم‌بندهای بارداری عادی را استفاده می‌کردیم و در مراکز و شعبه‌هایی که داشتیم موجود بود و از لحاظ زیان نداشتن و مفید بودن این محصول اطمینان پیدا کردیم. از طرفی یک هلدینگ بزرگ برای این محصول، یک بیزینس پلان طراحی کرده بود و مشخص بود یک محصول درخور توجهی است. البته یک مقدار هم ریسک کردیم که کار کارآفرینی و استارت آپی بدون ریسک معنی ندارد.

 

۲) عدم تمایل به خرید دانش فنی

من معتقد هستم هر شخصی باید در رشــته‌ی خود به صورت تخصصی کار کند. برای همین از روز اول علاقه‌مند بودم فناور ما خانم دکتر باشند زیرا توانایی بالایی دارند و من هم در تخصص خودم کار کنم. یعنی ایشان پارچه را که در تخصص ایشان است، تولید کنند و ما هم شکم‌بند و محصولات دیگر آن را.

 

۳) تمایل به أخذ انحصار

حق مالکیت و حق اختراع پارچه در اختیار خانم لاله ملک نیا است. در حالی که طی قراردادی که بسته‌ایم، انحصار محصول در اختیار شرکت ماست.

 

۴) بزرگ‌ترین مشکل در فرایند همکاری

اصلی‌ترین مشکل ما نقدینگی بود و آن هم به این شکل بود که در بازار، محصول را به صورت مدت‌دار از ما می‌خواســتند و از طرفی خود ما مواد اولیه و محصول را از شرکت نانو ماد پارس، باید نقدی خرید می‌کردیم که این اصلی‌ترین مشــکل ما بود و در نتیجه بعد از ۲ ـ ۳ ماه به بن‌بست می‌رسیدیم.

 

۵) اختلاف قیمت محصول نانویی با نمونه‌ی خارجی و محصول غیر نانویی

باید عرض کنم که نمونه‌ی عادی شــکم‌بندهای تولیدی مــا ۶۰ تا ۷۵ هزار تومان می‌باشــد و قیمت برای مصرف‌کننده تولیدی ما برای این محصول ۱۲۰ هزار تومان بوده در حالی که نمونه‌ی خارجی این محصول ۳۲۰ تا ۶۰۰ هزار تومان می‌باشد. محصول‌های تولیدی ما یک سوم نمونه‌ی خارجی بوده و نیم برابر نمونه‌های عادی آن قیمت دارند.

 

۶) روش‌های تبلیغاتی محصول و برنامه‌ی توسعه بازار

تبلیغ برای قشــر خاصی از جامعه مانند پزشکان که مرتبط با محصول شما هستند را جایگاه‌ســازی یا ویزیت علمی می‌گویند. که طبق تجربه‌های قبلی من در خصوص جایگاه‌ســازی و اهمیت این موضوع برای شخص من، اگرچه محصول را واگذار کردیم و قرارداد بستیم، اما همچنان غرفه‌ی خود را در بزرگ‌ترین گردهمایی رشــته‌ی زنان و زایمــان که در مهرماه برگزار می‌شود، حفظ کردیم و حتماً به همه‌ی پزشکان در این‌باره اطلاع‌رسانی خواهیم کرد. از طرف دیگر برای اطلاع‌رسانی و تبلیغات برای مصرف‌کننده که اصطلاحاً ویزیت فروش گفته می‌شود هم از شهریورماه تبلیغات گسترده‌ای در تلویزیون شروع خواهد شد. البته تا الان هم خبرگزاری‌های مختلفی این محصول را پوشش داده‌اند و حتی شبکه‌ی اصلی کره‌ی جنوبی نیز این محصول را پوشش داده است. به صورت کلی نسبت به دو ماهی که از خردادماه گذشته، جایگاه خوبی از بعد علمی و عملی توانستیم کســب کنیم که به نظر من پیشرفت خوبی بوده است. پیرو مباحثی که در مورد گسترش محصول هم بیان شد، با توجه به برنامه‌هایی که داریم فکر می‌کنم در سه سال آتی توان اضافه کردن حدود ۱۰۰ نوع محصول در این حوزه یعنی محصولات ضد امواج، سلامتی، پزشکی و محصولات مرتبط با منسوجات پزشکی را داشته باشیم و حداکثر تا محصول جدید را روانه بازار خواهیم کرد.