آرتاش کامپوزیت و بازار جهانی خودرو

دستاورد شرکت آرتاش کامپوزیت در صنعت خودرو‌سازی

در ادامه انتشار محتوای پنجمین مجمع اقتصاد فناوری نانو، در این پرونده به بررسی بخشی از سخنرانی‌های آقای مهندس فرزاد کمانکش، آقای مهندس دریاباری در حوزه توسعه بازار فناوری نانو در صنایع، روایت خواهیم کرد.

آقای مهندس فرزاد کمانکش

مدیرعامل و مؤسس شرکت آرتاش کامپوزیت

‌سرآغازی بر ساخت سره‌های جوش در کشور

می‌خواستم که یک کار خیلی متفاوتی را انجام بدهم و این را یک جهش بزرگ در صنایع مقاطع مسی می‌دیدم.

بعد از یک تحقیق کوچک متوجه شدم که افرادی هستند که می‌خواستند این آلیاژها را تولید کنند ولی متاسفانه توفیقی نداشتند. بیشتر تحقیق کردم و متوجه شدم که تمام قطعه­‌های یک مجموعه جوشکاری مقاومتی مثل گان و حتی ربات­‌ها در داخل کشور امکان ساخت دارد بجز این سره­‌های الکترود که یک قطعه مسی کوچکی در ابعاد یک انگشتانه خیاطی و باید خواص خیلی ویژه­‌ای  مانند استحکام خیلی بالا و مقاومت در برابر سایش خیلی بالا و رفتار خیلی خاص در دمای بالا داشته باشد. این انگیزه بیشتری به ما داد برای اینکه تحقیق بیشتری انجام بدهیم راجع به این مواد که در حین این تحقیقات به مقالاتی برخورد کردم، در قسمت جهاد دانشگاهی و در کتابخانه دانشگاه صنعتی شریف که از آلیاژ­های نسل جدید و به عبارت بهتر کامپوزیت‌ها صحبت کرده بود و مصمم شدم که دنبال تولید این ماده بروم.

حضور در چالشی بزرگ، انگیزه خلق یک ایده

اگر بخواهم حرف دلم را بزنم واقعاً می‌خواستم یک کار منحصر به­‌فردی انجام بدهم و هرچه چالش سختر بود برای من انگیزه بیشتری داشت زیرا می‌دانستم بعد از اینکه این مسیر را بروم یک چیز منحصر بفرد را دارم که ساخت خودم هست و خودم خلق کنندۀ آن هستم.

درآمد کار اولیه من یعنی فرم­‌دهی یکسری مقاطع گرد به چهارگوش و یا بلعکس برای داخل دستگاه ترانسفورماتور­ها، یک آب باریکه‌­ای بود برای من که یکسری هزینه­‌ها را هم پرداخت می‌کردم. در آن موقع با خودم سه نفر بودیم که کار می‌کردیم که هم کار یدی می‌کردم و هم تحقیقاتم را انجام می‌دادم که نهایتاً وقتی محصول‌مان به یک مرحله­‌ای رسید که قابل ارائه بود شروع به افزایش دادن نفرات کردم و ماشین‌آلات را هم خودم ساختم یعنی بحث اصلی این بود که شما در مرحله آزمایشگاهی یک نمونه­‌ای را می‌سازید و خیلی خوب کار می‌کند ولی بحث این است که چگونه آن را در تولید انبوه ببرید و یا تولید نیمه انبوه آن را انجام دهید. هیچ منبعی نبود و از هیچ ­کجای دنیا ما نمی‌توانستیم این دستگاه‌­ها را بخریم و یا سفارش بدهیم چون شرکت­‌های بسیار محدودی هستند که این کار را انجام می‌دهند. نهایتاً بر اساس بحث­‌های متالورژیکی خیلی پیچیده­ انتخاب مواد، این دستگاه‌­ها را با کار و تلاش زیاد ساختم.

چالش‌های انتخاب شرکتی بزرگ به عنوان اولین مشتری

محصول ما محصولی بود که با استفاده از نانو ذرات ساخته شده بود و این یک عمر چند برابر را به آن قطعه‌­­ها می‌داد و این برای شرکت­‌هایی قابل توجه بود که خطوط با سرعت بالا درحال کار هستند و توقف­‌ها در آن مهم است من یادم می­‌آید در آن سال­‌هایکی از خطوط که پژو ۴۰۵ را تولید می‌کرد، در هر یک و نیم دقیقه یک بدنه تولید می‌شد و حتی ثانیه را هم ثبت می‌کردند. وقتی ساعت هفت صبح شروع به تولید می‌کردند ساعت ده صبح وسط تولید بعضی از این قطعات تمام می‌شدند و می‌بایست خط را می‌خوابانیدند تا این قطعات را عوض کنند و این باعث می‌شد که خط، نیم ساعت بخوابد و این توقف معادل تولید پانزده تا بیست بدنه در هر شیفت می‌شد. در سه شیفت شصت بدنه و در سال دوازده سیزده هزار بدنه می‌شد که فقط به دلیل تعویض این قطعات بود. این قطعات این اجازه را داد تا این تعویض­‌ها به ساعت نهار برسد و یا زمان تعویض شیفت­‌ها و این خیلی دستاورد بزرگی هم برای ما و هم ایران خودرو بود. به عبارت دیگر بسته به ایستگاه و شرایط جوشکاری، عملکرد جوشکاری ۲ تا ۳ برابر بهبود یافت.

انتظارات شرکت‌ صنعتی بزرگ

شما اگر خودتان را جای یک مدیر در یک چنین بخش بزرگی بگذارید وقتی که می‌خواهید یک تأمین‌کننده را ارزیابی کنید اولین چیزی که نگاه می‌کنید این است که آیا این در مقیاسی هست که بتواند کار شما را پاسخ بدهد و نیاز­های شما را جوابگو باشد یا خیر؟ وقتی به محصولی مانند این سره­‌های الکترود جوش می‌رسید وضعیت یک مقدار خاص‌­تر می‌شود برای اینکه بعضی از محصولات استمرار تأمین نیاز دارد و باید به­‌موقع باشد اینکه می‌گویم باید یعنی امکان ندارد که شما بگویید که این را من بعداً می‌آورم و یا حتی یک دقیقۀ دیگر می‌آورم، در لحظه‌­ای که خودروساز آن قطعه را می‌خواهد باید آن قطعه در انبار باشد.

اعتماد ایران خودرو به آرتاش کامپوزیت

در مرحله اول بحث فروش نبود. جذابیت این محصول برای شرکت ایران خودرو خیلی زیاد بود چون یک سازندۀ داخلی ادعا می‌کرد که من می‌توانم یک چیزی را بسازم که چندین برابر قطعات فعلی شما که وارداتی بودند کار می‌کند. مسئلۀ بعدی این بود که آیا این آزمایش­‌ها و نتایج آن تکرارپذیر است یا خیر؟ ما تست­‌های اولیه را در خود ایران‌خودرو انجام دادیم و تکرارپذیری آن را بخشی در شرکت خودمان و در ادامه یکی دو ایستگاه در خط تولید ایران‌خودرو را پایلوت کردند و مدت‌ها تست می‌کردند. ضمن اینکه رشد ما هم یک رشد ناگهانی نبوده و آرام‌آرام جلو رفتیم. کاری که مجموعه ما کرد این بود که با افزایش درخواست‌­ها ما توانستیم افزایش ظرفیت بدهیم و حداقل کیفیت را ثابت نگه‌داریم. البته من معتقد هستم که کیفیت ما نسبت به روز اول خیلی فرق کرده و بهتر شده است.

یک بدنه خودرو بین دو هزار تا سه هزار نقطه اتصال دارد که این تعیین کننده استحکام آن بدنه خودرو است. این‌ها همه رنک­بندی دارد مثلاً، رنک A مربوط به قسمت­‌هایی است که به ایمنی سرنشین مربوط می‌شود؛ در واقع قسمت­‌هایی که سر شاسی ماشین است یا قسمت‌هایی که موتور روی آن سوار می‌شود. اگر این اتصالات ضعیف باشند بعد از سی تا چهل هزار کیلومتر بر اثر لرزش خودرو این‌ها از هم باز می‌شوند و یا ممکن است در یک پیچ جاده اتصالات از هم باز بشود. درنتیجه این‌ها خیلی اهمیت دارد و در رنک A، یک عدد اتصال معیوب هم نمی‌توانید داشته باشید. بر همین اساس ما یک مجموعه آزمایشی داشتیم، تولید در حال انجام بود و ما قطعه را داخل جیگوفیکسچر می‌گذاشتیم و عملیات جوشکاری انجام می‌شد، بعد نمونه بیرون می‌آمد و آن را تست می‌کردند. بعد هم که خواستیم تست­ها را ادامه دهیم از شرکت تست پلیت گرفتیم یعنی ورق بدنه را بریدیم در ابعاد مشخص و تست­‌های جامع­‌تری را روی آن‌ها انجام دادیم. سپس نتایج آن‌ها منتقل شد به یک گان در قسمت درب­‌سازی که حساسیت خیلی پایینی داشت و مدت‌ها در آن قسمت تست می‌شد ولی از آنجایی که نتایج تست قابل تعمیم به بخش­های دیگر بود، نهایتاً این قضیه محقق شد.

استانداردهای سخت‌گیرانه خط تولید L90 برای به‌کارگیری سره‌های جوش

خط L90 آخرین خطی است که سره‌های جوش ما در آن استفاده شده است. متخصصین شرکت رنو خیلی استاندارد­های سخت­گیرانه­‌ای دارند و این در همه­ جای دنیا زبانزد است و روی نقاط اتصال بدنه خیلی سخت­گیر هستند. درنتیجه اینجا آخرین جایی بود که ما توانستیم راه پیدا کنیم و الان وضعیت طوری است که برای قسمت­‌های دیگر ایران خودرو که این محصول را استفاده می‌کنند یک رفرنس است و مستندات آن هم موجود است.

پستی و بلندی‌های  همکاری با شرکت‌های بزرگ

بدی که ندارد قطعاً ولی مشکلات زیاد دارد. خوبی آن این است که بعد از اینکه موفق شدید و آن کار را گرفتید برای شما در داخل کشور اعتبار می آورد و مشتری‌­های کوچک­تر با اعتماد بیشتری شما را می‌پذیرند، شما الان به هر شرکتی بخواهید بروید و محصولتان را بخواهید معرفی کنید از شما می‌خواهد که مستندات و سوابق‌تان را نشان بدهید و اگر شما سوابق شرکت ایران خودرو و قسمت­‌های رباتیک و خطوط جانبی را نشان بدهید قطعاً شرکت­‌های کوچک­تر با میل و رغبت بیشتری وارد مذاکره با شما می‌شوند. ولی مشکلات دیگری هم دارد و آن هم این است که شما در مقیاس کوچکی که هستید باید خودتان را تطبیق بدهید با آن مقیاس بزرگ، حالا چه به لحاظ مالی و چه به لحاظ تأمین سرمایه‌­ای که می‌خواهد در گردش این کار قرار بگیرد و نوع پرداخت‌هایی که آن شرکت دارد و درنتیجه باید به قدر کافی انعطاف داشته باشید و توانایی داشته باشید. این‌ها برای ما در یک روز و یک‌سال اتفاق نیفتد.

روزی که من نمونه­‌ها را بردم و به خط شاتل دادم فقط منتظر بودم به من بگویند خوب است و ما این را قبول داریم، یادم هست که رئیس کل خط آمد و به من گفت می‌توانی روزی هزارتا بزنی و من گفتم که الان نه ولی بزودی با روزی هزارتا برمیگردم و الان محقق شده است.

‌‌شرایط و دوره‌های فروش در آرتاش کامپوزیت

نمی‌شود عدد مشخصی را گفت بستگی به خیلی از عوامل دارد یکی از آن‌ها این است که این‌ها می‌بایست یک فرایندی را پاس کنند تا به مرحله پرداخت مالی برسد و دیگر اینکه خط می‌بایست یک تعداد نمونه را ببرد و تست کند و برای آن مجوز مصرف صادر کند، بنابه یک دلایلی یک زمان­‌هایی تولید کم می‌شود و این باعث می‌شود که پرداخت به ­تعویق بیفتد و بعد مراحل مختلف دیگری است تا به پرداخت و صدور چک برسد و شما اگر می‌خواهید با آن شرکت کار کنید می‌بایست توان کار کردن با آن را داشته باشید. نکته دیگر اینکه مقیاس ما در مقابل آن‌ها کوچک است و مثلاً وقتی با شرکت صحبت می‌کنید که حجم مطالبات من انقدر است و الان به مشکل خوردیم می‌گویند اینکه چیزی نیست! مسائلی وجود دارد که باید انعطاف‌­پذیری داشته باشید تا بتوانید دوام بیاورید. زیرا بعضی مواقع شرایط بازار خیلی حاد می‌شود و یادم می‌آید که یک یا دوسال پیش صنایع خودروی داخلی به یک وضعیت نامساعدی رسید و تقریباً کاری وجود نداشت. در نهایت همیشه چالش وجود دارد.

حضور آرتاش کامپوزیت در بازار خارجی پیش از اشباع بازار داخلی

دوستان دیگری هم در این صنعت هستند و اینکه شما فکر کنید که همه بازار را شما باید بگیرید و فقط شما باید کار کنید در داخل این نشدنی است و فکر نمی‌کنم که کسی بتواند چنین کاری را انجام بدهد. فروختن محصول به خارج یک جنبۀ دیگری است و حس دیگری را به انسان می‌دهد. وقتی شما محصول‌تان را به‌­عنوان یک محصول دانش‌بنیان به یک شرکت بزرگ داخلی می‌فروشید برای شما یک آسایش روحی و فکری می‌آورد و وقتی این مرحله را رد می‌کنید، به این فکر می‌کنید که حالا بیایم به یک شرکت اروپایی که در دنیا حرف اول را می‌زند بفروشم و در آنجا خودم را مطرح کنم. یک مقدار هم بحث­‌های معنوی دارد و همیشه مسائل مالی نیست و من به‌­دنبال آن‌ها هم بوده­ام. هر کسی به‌­دنبال پیشرفت هست و فکر می‌کنم که الان وقت آن رسیده که یک مقدار هم راجع به این بعد کار فکر کنیم و محصولی را از ایران ببریم تا آن را مثلاً به آلمان یا ایتالیا یا کره بفروشیم. چون این‌ها در استاندارد­های رقابتی کار می‌کنند. اگر به یکی از آن‌ها بتوانید بفروشید می‌توانید به‌­عنوان رفرنس استفاده کنید و به شرکت‌های دیگر و کشور­های دیگر هم بفروشید.

دشواری‌های حضور در بازار خارجی

برای هر محصولی متفاوت است ولی برای محصول ما بزرگ­ترین مشکل این است که این محصول استمرار تأمین می‌خواهد یعنی خودرو­ساز به تأمین‌کننده­ای که احتمال دارد یک درصد این جنس را نتواند بدهد اعتماد نمی‌کند.این چیزی هست که ما با آن درگیر هستیم و به­‌هرحال اعتماد یک خودروساز اروپایی برای اینکه بداند آن محصولی را که نیاز دارد هر زمان که می‌خواهد در اختیارش هست به­‌راحتی به‌­وجود نمی‌آید.

بحث­‌های دیگری هم هست مانند بحث گمرک، تحریم­‌ها، حمل­‌و‌نقل. اینکه اگر در ایران‌خودرو محصولی به مشکلی بخورد ظرف چند ساعت می‌توانید بروید و مسئله را ارزیابی کنید و چاره‌­جویی کنید ولی وقتی جنس شما ده هزار کیلومتر آن طرف­تر هست چطور می‌خواهید این کار را انجام دهید و صدای آن طرف به شما نمی‌رسد.

وجود رقبای فنی در داخل و خارج از کشور

تا این لحظه برای محصول خودم در داخل کشور رقیب فنی نداشته ام و بیرون از کشور در سطح ما فقط یک شرکت امریکایی خیلی بزرگ است و جهانی کار می‌کند و ما در آن حد و اندازه نیستیم که با آن‌ها رقابت کنیم. آن‌ها از ژاپن تا آمریکای جنوبی دفتر دارند و تأمین می‌کنند و گاهی هم فناوری آن‌ها شاید مشابه ما باشد. اگر از لحاظ قیمت مقایسه کنم آن‌ها قرارداد­های خاصی دارند که می‌توانند از مالیات‌های ورودی اجتناب کنند و این نقطه ضعفی بود که ما داشتیم و در بحث کره این موضوع بود. آن کارگزار کره­‌ای می‌گفت که شرکت رقیب با این قیمت عرضه می‌کند و وقتی سوال می‌کردیم می‌دیدیم که یک دلیل آن این است که با کره جنوبی قرارداد دارند؛ یعنی تفاهم نامه‌­ای بین دو کشور هست که ما در آنجا از قیمت­‌ها ۱۴ تا ۱۵ درصد عقب بودیم و همه این‌ها تأثیرگذار است. مورد بعدی اینکه آن شرکت باید بتواند مجموعه شما را ببیند و آدیت کند تا متوجه شود که مجموعه شما در چه سطحی و چه کیفیتی تولید می‌کند و آیا می‌تواند به شما متکی باشد یا خیر. این‌­ها مشکلاتی است که در این فضای فعلی مانع اصلی است و بعد هم که همه این مسائل را پشت‌سر گذاشتید مسئله انتقال پول است. شما مثلاً محصولتان را حتی در حد نمونه هم بفروشید انتقال وجه آن به داخل ایران در خیلی از موارد امکان­پذیر نیست. اگر از طریق بانک بخواهید اقدام کنید که خیلی از بانک­‌ها قبول نمی‌کنند این کار را انجام بدهند. اگر از طریق صرافی بخواهید انجام بدهید ممکن است در اروپا این کار انجام پذیرد و خیلی از صنعت گران هم این کار را می‌کنند ولی در مورد کار من وقتی مطرح می‌کردم همه تعجب می‌کردند. یعنی شما با یک شرکت بین­‌المللی کار می‌کنید و بعد به‌جای حساب بانکی می‌گویید که پول من را به حساب شخص دیگری واریز کنید بعد ایشان دو درصد کسر می‌کند و به حساب من واریز می‌کند. خب این حرفه‌­ای نیست و برای آن‌ها جالب نبود. بحث مالی هم بحث مهمی است و باید شفاف باشد و این هم یک مانع خیلی بزرگ است.

ارسال نمونه اولیه و نگرانی‌های افشای دانش فنی و ایجاد مهندسی معکوس

به­‌هیچ وجه نگران افشای دانش فنی و مهندسی معکوس برای ارسال نمونه به شرکت اوبارا نبودیم.  به این دلیل که اولاً در مقاطع بعدی اگر قطعات می‌فرستادیم برای فروش همین امر ممکن بود بر روی آن‌ها اتفاق بیفتد ولی معتقد هستم که محصول شما زمانی می‌تواند در بازارهای بین‌­المللی فروش برود که یا دانش فنی آن آنقدر بالا است که کسی نمی‌تواند کپی کند و یا اگر می‌تواند کپی کند از لحاظ قیمتی آنقدر رقابتی است که نمی‌تواند پایین­‌تر از قیمت شما بدهد به­‌هرحال هر دو این ویژگی­‌ها را باید داشته باشد تا بتواند کار کند.

نکته آخر …

نکته آخر اینکه من برای مورد خودم دنبال کاری رفتم که واقعاً به آن علاقه داشتم و فکر می‌کنم که داشتن علاقه واقعی و امید به آینده و بلند پروازی و صبر بخصوص در کارآفرینی و کار­های علمی بسیار مهم است. اگر آدم بخواهد به نتیجه اقتصادی و مالی برسد خیلی باید صبر زیادی داشته باشد و دنبال این نباشد که در مدت زمان کوتاه این پروژه زود‌بازده باشد و باید صبر کند و تلاش کند و خسته نشود و به آینده امید داشته باشد.

آقای مهندس دریاباری

کارشناس ستاد توسعه فناوری نانو

نقطه شروع همکاری با شرکت بزرگ ایران‌خودرو

برای کار کردن با مجموعه ایران‌خودرو باید توجه داشت که این مجموعه بخش­‌های مختلفی دارد مانند ساپکو و ایساکو. وظیفه ساپکو شناسایی تأمین‌کنندگان سازنده قطعات خودرو است و ایساکو بحث تأمین قطعات را دارد و همینطور بستن قرارداد با تأمین‌کنندگانی که ساپکو تأیید می‌کند. البته ایساکو از سال ۱۳۷۸ بحث خدمات پس ­از فروش را هم دارد. اما ما برای محصول آقای مهندس کمانکش می‌بایست ساپکو را مجاب می‌کردیم بر روی این محصول تست­های لازم را انجام بدهد و ارزیابی و تأیید کند. اما در مورد محصولاتی مانند محصولات پلیمری و کامپوزیتی، مدلی که در کارگروه صنعت و بازار ستاد نانو به آن رسیدیم این است که لازم نیست مستقیم به خود ساپکو مراجعه کنید. می‌توانیم با شناسایی تأمین‌کنندگان خود ایران‌خودرو و ساپکو این محصول و تکنولوژی را به آن‌ها بدهیم و آن‌ها چون پروسه دریافت تاییدیه از ساپکو را می‌دانند، می‌توانند بازار مصرف خوبی برای محصولات ما باشند.اما در خصوص محصول سره­های جوش این امکان وجود نداشت. چون تنها مصرف کننده اصلی آن خود خودروسازی و ایران خودرو است اما در خصوص سایر محصولات مانند داشبورد و یا رودری، قاب فرمان، سینی فن و امثال آن، بله این‌ها چون نانو کامپوزیت افزودنی است به این شکل است که شما مستربچ آن را با ویژگی خاص تولید می‌کنید و به تامین کننده ساپکو می‌دهید که یک شرکت خصوصی بیرونی که حجم بازار مصرف بالایی دارد و آن تمام پروتکل‌های مورد نیاز ساپکو را بلد است و این ما را خیلی سریع­تر به بازار می‌رساند.

مشکلاتی که شرکت‌های کوچک در همکاری با شرکت‌های بزرگ دارند

اینکه شما یک شرکت بزرگی را که تولید روتین دارد بخواهید متقاعد کنید که از تکنولوژی و محصول شما استفاده کنند حتی به‌­عنوان افزودنی، باید توجه کرد آن شرکت بزرگ هر یک ثانیه هم برایش پول و هزینه است. ضمن اینکه نمی‌تواند اعتماد کند که یک دستگاهی که قیمت چند صد میلیونی دارد را بخواهد تست کند. ما در ستاد تلاش می‌کنیم که این فرایند را تسهیل کنیم؛ مثلاً اینکه یادم هست در یکی از پروژه‌هایی که می‌خواستیم یک پودری را به‌­عنوان افزودنی به یک محصول پلاستیکی اضافه کنیم، آن تولید کننده و مدیر فنی قبول ریسک نمی‌کرد و ما یک مدلی در کارگروه صنعت و بازار ایجاد کردیم و آن اینکه ما آن دستگاه و خط تولید را بیمه می‌کنیم که اگر هر اتفاقی هم افتاد ما تضمین می‌کنیم که هزینه­‌های آن را بپردازیم، یعنی این سختی­‌ها را هم دارد. برای مورد آرتاش کامپوزیت چون خود ایران‌خودرو و ساپکو می‌بایست تأیید می‌کرد ما کمک کردیم که این فرایند خیلی سریع­تر انجام بشود؛ زیرا هرطور که نگاه کنیم وقتی مجموعه­‌ای مثل ستاد نانو یک مجموعه فناور را به یک شرکت بزرگ صنعتی معرفی می‌کند قطعاً ارزیابی­‌های خود را انجام داده است و تا زمانی که از ارزیابی­‌ها مطمئن نشود هزینه نمی‌کند. بنابراین مجموعه آرتاش کامپوزیت همه این فرایند­ها را طی کرده و قابلیت‌­های خود را هم نشان داده بود و ما تا جایی که بتوانیم همراهی­شان خواهیم کرد.

تسهیلات و کمک‌های ستاد فناوری نانو برای تست‌های اولیه

ما چند­ مدل برای تست کردن داریم. اینکه شما بخواهید یک خط بزرگ صنعتی را بخوابانید حتی برای سه چهار ساعت خیلی هزینه دارد. ما تلاش می‌کنیم تا در طی یک برنامه­ای که خود ستاد نانو ایجاد کرده بتوانیم از یک­سری زیرساخت­هایی که شرکت­های توانمندمان دارند، استفاده کنیم تا محصولاتی که از طرف حتی شرکت­های دانش‌بنیان و یا فارغ­التحصیلان دانشگاه­های ما به­عنوان یک محصول نانویی نوآورانه معرفی می‌شود در یک فضای نیمه صنعتی تست و ارزیابی بشوند تا بتوانیم به آن مجموعه صنعتی معرفی کنیم.

یک­سری از این زیرساخت­‌ها وجود دارد که از آن‌ها استفاده می‌کنیم و قرار است که در حوزه‌­های مختلف هم ایجاد بشود. و حتی در حال حاضر هم ما تلاش می‌کنیم که اگر یک محصول نوآورانه­‌ای باشد از زیرساخت­ه‌ایی که شرکت­‌های دانش‌بنیان ما دارند مثلاً آرتاش کامپوزیت و یا پارسا پلیمر شریف از این زیرساخت­‌ها استفاده کنیم تا به تکرارپذیری برسیم. زیرا اگر یک محصول کامپوزیتی فلزی بخواهد بیاید و ما قابلیت­‌های آن را ارزیابی کنیم قطعاً می‌توانیم از این زیرساخت‌­ها استفاده کنیم.

ستاد یکی از اصلی­‌ترین وظایفش تسهیل­‌گری است ضمن اینکه شعار اصلی آن تولید ثروت و افزایش کیفیت زندگی مردم است. برای مجموعه­‌هایی مانند آرتاش کامپوزیت که با شرکت­‌های بزرگ کار می‌کنند یکی از اصلی­‌ترین چالش­‌های آن‌ها بحث سرمایه در گردش ­است، مثلا وقتی قرارداد می‌بندند پول آن ممکن است با تأخیر پرداخت شده و شرکت فناور دچار مشکلاتی شود.ستاد برای بحث تسهیل‌­گری با توجه به ظرفیت­‌هایی که میزان بودجه­‌اش برای آن فراهم می‌کند در قالب خرید دین از شرکت­‌ها حمایت کند؛ یعنی تا یک سقف محدودی، مثلاً چکی که مشتری شش ماه دیگر می‌خواهد پرداخت کند نقد کرده و چک مشتری را دریافت می‌کنیم.

اگر شرکت­‌ها بخواهند بحث تأمین مواد اولیه را داشته باشند، اگر یک شرکت با ظرفیت بالای مصرف مواد اولیه نباشید اجازه خرید از بورس کالای ایران را ندارید. این مشکلاتی دارد، به عنوان مثال اینکه شما نمی‌توانید به آن فروشنده اصلی مواد ­اولیه برسید و ممکن است درصد خلوص بالایی­ که آن مواد اولیه دارد توسط واسطه‌­هایی که این مابین وجود دارند دچار مشکل شود و در کیفیت تولید شما اثر بگذارد. ما این شرکت­‌ها را در قالب شرکت­‌های دانش‌بنیان به بورس کالای ایران معرفی می‌کنیم و تلاش می‌کنیم که این پتانسیل را دوستان ­هم ایجاد کنند برای شرکت­‌های دانش‌بنیانی مانند آرتاش کامپوزیتد که مستقیم بتوانند تأمین مواد اولیه داشته باشند.

 

‌‌مشکلات جاری در آرتاش کامپوزیت

در خصوص پروژه­ای که ما تلاش کردیم که با حمایت ستاد مجموعه آرتاش کامپوزیت در نمایشگاه کره شرکت کند، تلاش کردیم که برای صادرات محصول به کره و کیاموتورز ارتباط بگیرند. البته ما این ارتباط را از طریق یک شرکت کارگزاری انجام دادیم، یعنی مستقیم برای این محصول به اوبارا   وصل نشدیم. ما تلاش کردیم تا توسط شرکت کارگزار استاندارد­های اوبارا را پاس کنیم و این اتفاق افتاد که بعد منجر به تقاضای آن صد و پنجاه کیلوگرم نمونه اولیه شد که آقای مهندس برای ارسال آماده کردند. ولی خود آقای مهندس مستقیماً نتوانستند از نظر فنی در پارت دوم با اوبارا ارتباط بگیرند. ضمن اینکه اوبارا برای اینکه محصول شما را ارزیابی کند یک استاندارد­های خاصی را در سطح جهانی نیاز دارد که همه تأمین‌کنندگان آن شرکت دارند. ما با کریدور خدمات فناوری تا بازار سعی کردیم از تجربیات کارگزاران بین­المللی برای آماده کردن این داکیومنت­ها با چهارچوب مد نظر اوبارا استفاده کنیم. اما در مجموع فعلاً نتوانستیم در این پروژه موفق باشیم زیرا مستقیماً آقای مهندس کمانکش نتوانست با مدیر فنی اوبارا ارتباط داشته باشد. با این حال من به آینده خوش­بین هستم و این تجربه حداقل فرصتی که برای ما ایجاد کرد این بود که ما در حال حاضر آن مستندات و مکتوبات استاندارد کلاس جهانی را تا حد زیادی آماده داریم و این پتانسیل برای آرتاش کامپوزیت ایجاد شده که با تمرکز بیشتر به موفقیت بزرگی برسد.

نوشته های مرتبط

ارسال یک دیدگاه