متن سخنرانی آقای دکتر رضا باقری در پنجمین دوره مجمع اقتصاد فناوری نانو

دکتر رضا باقری، مؤسس و رئیس هیئت مدیره شرکت سرمایه‌گذاری اسمارت‌آپ، جزو سخنرانان ویژه در پنجمین مجمع اقتصاد فناوری نانو بودند که در ادامه بخشی از سخنرانی ایشان درباره مسیر کارآفرینی و ضرورت تغییر بیزینس مدل آورده شده است.

دکتر رضا باقری، مؤسس و رئیس هیئت مدیره شرکت سرمایه‌گذاری اسمارت‌آپ، جزو سخنرانان ویژه در پنجمین مجمع اقتصاد فناوری نانو بودند که در ادامه بخشی از سخنرانی ایشان درباره مسیر کارآفرینی و ضرورت تغییر بیزینس مدل آورده شده است.

مسیر کارآفرینی

من در دانشگاه شریف، مهندسی برق خوانده‌ام. با یک نگاه کاملاً مهندسی، فکر می‌کردم که در انتها باید یک مهندس شوم و در جایی استخدام و مشغول به کار شوم. در بیست‎و‌یک سالگی به فرصت‌های شغلی فکر می‌کردم؛ این که این فرصت‌ها برای من کجاست؟ در این دنیای محدود شغلی، در کجا می‌توانم شغلی داشته باشم؟ ذهن من خیلی درگیر این گونه فضاها بود. یادم می‌آید که یک روزی در ذهن من این جرقه زده شد که در جلسه‌ی یکی از فارغ‌التحصیلان که چند سال از ما بزرگتر بود، شرکت کنم. در مورد موفقیت‌هایی که به دست آورده بود و این که توانسته بود یک شرکت خیلی بزرگ را راه‌‌اندازی کند، برای ما صحبت می‌کرد. همیشه آن روز را با تمام جزئیات به یاد دارم. در آنجا یک دریچه‌ی دیگری برای من گشوده شد. احساس کردم، این امکان هست غیر از این که آدم در جایی مشغول به کار شود، خودش یک کسب‌وکار راه‌اندازی کند و به فرصت‌های بیزینس نزدیک شود و در آن فضا مشغول کار شود.
بیست‌‍ویک سال داشتم و با پنج شش نفر از دوستان هم رشته‌ی خودم، اولین شرکت را راه‌اندازی کردیم؛ خیلی هم طبیعی است که این کار خیلی زود شکست خورد. بعد از آن تجربه تا سال ۱۳۹۲در راه‌اندازی دوازده کسب‌وکار مختلف به عنوان فاندر و یا کوفاندر مشارکت داشته‌ام. از این دوازده کسب‌وکار چهارتای آن‌ها توانستند پابرجا بمانند و موفق شوند و از بین آن‌ها دو کسب وکار خیلی موفق شدند.
از حدود سه و یا چهار سال گذشته، احساس کردم که ظرفیت‌هایی وجود دارد که کارآفرین‌های ما جواب‌گوی آن‌ها نیستند. ظرفیت‌های جذابی هستند که ما در آن فضاها توانمندی نداریم و این امکان هست که بر روی یک‌سری کارآفرینان خوب سرمایه‌گذاری انجام داد. از همان چهار سال پیش وارد عرصه‌ی سرمایه‌گذاری بر روی کارآفرینان شدم. تا به امروز با دوستانی که با هم این مسیر را شروع کردیم، در قالب مجموعه‌ی اسمارت‌آپ استودیو بر روی هشت استارت‌آپ مختلف سرمایه‌گذاری کرده‌ایم. در این میان با خودم درگیری‌هایی داشتم که بین مهندس بودن و کارآفرین بودن، کدام را انتخاب کنم که کارآفرینی را انتخاب کردم. در آن زمان دکترای برق را گرفته بودم اما معتقد بودم که حتی دکترای برق هم به این معنی نیست که تا آخر یک مسیر سنتی را ادامه بدهم. مثلاً بعد از آن جزو هیئت علمی دانشگاه شوم، تدریس کنم و کارهای پژوهشی انجام بدهم. نظرم بر این بود که کارآفرینی انرژی بیشتری به من می‌دهد و علاقه‌ی بیشتری به آن دارم. سعی کردم چیزی را در زندگی دنبال کنم که به من احساس بهتری بدهد.

دکتر رضا باقری، مؤسس و رئیس هیئت مدیره شرکت سرمایه‌گذاری اسمارت‌آپ، جزو سخنرانان ویژه در پنجمین مجمع اقتصاد فناوری نانو بودند که در ادامه بخشی از سخنرانی ایشان درباره مسیر کارآفرینی و ضرورت تغییر بیزینس مدل آورده شده است.

ویژگی‌های کارآفرین

برای خودم در مورد این که وقتی یک کسب‌وکار موفق می‌شود و یا شکست می‌خورد، به یک فرمول ساده رسیدم: مهم‌ترین عامل موفقیت و یا مهم‌ترین عامل شکست یک کسب‌وکار چیست؟ جمع‌بندی من در شرایط حال کشور و با توجه به۳۰ استارت‌آپی که تاکنون درگیر آن‌ها بوده‌ام و از نزدیک آن‌ها را لمس کرده‌ام، یک کلمه است و آن‌هم خود کارآفرین است! کارآفرین است که منجر به شکست یک کسب‌وکار و یا باعث موفقیت آن می‌شود. حتی ایده‌ای که اولین‌بار انتخاب می‌شود و شاید بهترین انتخاب هم برای آن فرد و یا آن تیم نباشد، آنقدر تأثیرگذار نیست. در مورد کارآفرین سه ویژگی اصلی را بیان می‌کنم.
اول انگیزه و تعهد. در واقع کارآفرین کسی است که واقعاً تصمیم خود را گرفته و می‌خواهد این مسیر را در زندگی ادامه بدهد. دوم ظرفیت یادگیری. یعنی شخصی که برای یاد گرفتن چیزهای تازه در مراحل منظم و مختلفی که فضای کارآفرینی نیاز دارد، آماده است و همیشه در حال یادگیری است. سوم مهارت‌های مورد نیاز برای کارآفرینی که طیف گسترده‌ای هستند؛ مثلاً انجام کار گروهی، مهارت شناخت مشتری و خیلی موضوعات دیگری که شما می‌بایست یاد بگیرید. از این سه مورد، تعهد و یادگیری بسیار مهم است، زیرا اگر شما آن تعهد و انگیزه را نداشته باشید و فکر کنید که همه‌ی آن چیزهای را که باید بدانید، می‌دانید و به دنبال این نباشید که یک مطلب تازه‌ای یاد بگیرید، نمی‌توانید گزینه‌ی سوم یعنی مهارت‌های مورد نیاز را کسب کنید. این مهارت‌ها طیف بسیار متنوعی دارند و در هر حیطه از کسب‌وکار بسته به شرایط متفاوت هستند.
انگیزه و ظرفیت یادگیری است که به شما کمک می‌کند تا یک کسب‌وکار موفق راه‌اندازی کنید. کسانی که این مسیر را انتخاب می‌کنند باید روی خودشان سرمایه‌گذاری کنند. اگر انگیزه دارید، باید ظرفیت یادگیری را به وجود بیاورید؛ یعنی یاد بگیرید که خوب یاد بگیرید و اول از همه باید مغرور نباشید. خیلی از آن شکست‌هایی که در حوزه‌ی کسب‌وکار داشتم، با یادگرفتن یک سری موضوعات، خواندن بعضی از کتاب‌ها وکارآموزی در کنار استادهای خوب می‌توانست اتفاق نیفتد ولی در آن زمان ظرفیت یادگیری من و تیم من پایین بود و ما هنوز به آن بلوغ نرسیده بودیم تا بدانیم خیلی چیزها است که باید یاد بگیریم تا بتوانیم یک کسب‌وکار موفق داشته باشیم. در دنیای مهارت‌ها، طیف مهارت‌ها خیلی گسترده است و افراد می‌توانند بسته به هر کسب‌وکاری در بعضی از آن‌ها عمیق شوند.

 

دکتر رضا باقری، مؤسس و رئیس هیئت مدیره شرکت سرمایه‌گذاری اسمارت‌آپ، جزو سخنرانان ویژه در پنجمین مجمع اقتصاد فناوری نانو بودند که در ادامه بخشی از سخنرانی ایشان درباره مسیر کارآفرینی و ضرورت تغییر بیزینس مدل آورده شده است.

تغییر بیزینس مدل

سال ۱۳۹۲ من با همان نگاهی که وارد فضای همکاری و سرمایه‌گذاری شده بودم، به فضای نانو تکنولوژی فکر می‌کردم و متوجه شدم پلتفرم فروش تجهیزات با برند ملی جایش خالی است. این ایده را داشتم و به نظر می‌رسید که این ظرفیت وجود دارد که در کنار این‌ همه شرکت فنی و فناور یک پلتفرم قرار گیرد تا دسترسی این شرکت‌ها به بازار را راحت کند. ولی از آنجایی که اول به کارآفرین و بعد به استارت‌آپ فکر می‌کردم؛ خیلی وقت گذاشتم تا بتوانم یک همکار مناسب و یا یک فاندر مناسب پیدا کنم؛ زیرا قرار بود بارِ این استارت‌آپ را یک آدم مناسب به دوش بکشد تا بتواند به این کار ورود کند.
خوشبختانه اتفاق خوبی افتاد و ما از طریق یک دوست با مهندس مامی‌پور مدیرعامل مجموعه‌ی آدیکو آشنا شدیم. در حقیقت همان فرد مناسب بود، یعنی تعهد و انگیزه داشت، یادگیرنده بود و به این دلیل که قبلاً در فضای فروش تجهیزات کار کرده بود، خیلی از مهارت‌های فروش تجهیزات را داشت و می‌توانست برای ساختن یک پلتفرم، شریک و فاندر خیلی خوبی باشد؛ ما بلافاصله کار را شروع کردیم.
در سال ۱۳۹۲ تعداد زیادی شرکت کوچک تجهیزاتی وجود داشت که برای رسیدن به بازار، آن مهارت‌های مکمل و یا مهارت‌های بازاریابی را نداشتند، به همین دلیل رسیدن به بازار برای آن‌ها کار سختی بود. جواب‌های اولیه خیلی عالی بود؛ وقتی شروع به مذاکره با این شرکت‌ها کردیم، از این که به ما نمایندگی فروش بدهند، استقبال کردند. ما هم خیلی سریع توانستیم با سیزده شرکت قرارداد نمایندگی ببندیم به این صورت که نماینده‌ی بازرگانی آن‌ها تحت برند آدیکو شویم. کارها خیلی خوب پیش می‌رفت تا این که یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی در این فضا افتاد. نمایشگاهی به نام نمایشگاه تجهیزات ساخت داخل ایران به وجود آمد؛ این نمایشگاه یک اتفاق خیلی خوب و یک استثنا در فضای کسب‌وکاری ما بود؛ تا به حال نشده بود که دولت انقدر خوب فکر کند و دسترسی سازندگان به بازار را راحت کند. ولی یک اتفاق بد برای آدیکو بود زیرا همه‌ی شریک‌های تجاری، فکر می‌کردند که برای رسیدن به بازار، دیگر به بازاریابی نیاز نیست. آن‌ها می‌توانند در سال یک بار در این نمایشگاه شرکت کنند و کل فروش سال آینده را در نمایشگاه داشته باشند. پس دیگر چه نیازی به آدیکو است؟ البته آدیکو مزیت‌هایی هم داشت. ما بازار و مشتریان خودمان را داشتیم و اگر ما یک فروش اضافه برای آن فرد انجام می‌دادیم به بازار او اضافه می‌شد. متأسفانه در آن زمان خیلی از سازندگانی که با آدیکو همکاری می‌کردند، به بلوغی نرسیده بودند که این شرایط را درک کنند؛ زیرا این یک ظرفیت همکاری برد- برد است. نتیجه این شد که آن قراردادهای اولیه به قراردادهایی یک طرفه تبدیل شد و سهم‌های این قراردادها به نصف آن عدد اولیه تقلیل پیدا کرد؛ کارکردن آدیکو از حالت عادی خارج شده بود.
در اینجا مهندس مامی‌پور می‌توانست تصمیم بگیرد که این کار را رها کند و تشخیص دهد که این بیزینس غیرقابل سرمایه‌گذاری است و یا می‌توانست دوباره فکر کند و یک طراحی دیگری برای کسب‌وکار انجام دهد و مدل بیزینس را عوض کند. چون تعهد و یادگیری داشت، انتخاب دوم را انجام داد. با تیم‌های که هنوز تجهیزات آن‌ها آماده نبود، شروع به همکاری کرد؛ یعنی روی تیم‌هایی که ظرفیت ساخت تجهیزات داشتند سرمایه‌گذاری انجام داد. آن‌ها از ابتدا می‌دانستند تجهیزاتی را که می‌سازند، قرار است با برند آدیکو فروخته شود و آدیکو شریک استراتژیک آن‌ها در فروش تجهیزات در بازار است. این مدل دوم خیلی مدل موفق‌تری بود و البته تکمیل کننده‌ی مدل اول بود و جایگزین ایده‌ی اصلی نشد. نتیجه‌‌ی این طرح این بود که پانزده تجهیز مختلف و هشت تیم فناور به سبد آدیکو اضافه شد. آدیکو چشم‌اندازی را برای خودش به وجود آورد که امیدوار است در مسیر تبدیل شدن به یک برند ملی تجهیزاتِ آزمایشگاهی، گام‌های محکمی را بردارد. البته در حال حاضر هم مشکل زیاد دارد. اما کارآفرینی که مشکل نداشته باشد احتمالاً یک جای کارش اشکال دارد! اگر چالش جدی وجود نداشته باشد، انگیزه‌ها کم می‌شود.
آدیکو خیلی پرچالش است و برای حل مشکلات خیلی هم انگیزه دارد. با چرخشی که داشت، نگاهش به آینده مثبت است و امیدوار است آرزوهایی را که ترسیم کرده، بدست بیاورد.

ارسال یک دیدگاه