سخنرانی دکتر سعید سرکار در پنجمین دوره‌ی مجمع اقتصاد فناوری نانو

دبیر ستاد ویژه توسعه فناوری نانو ریاست جمهوریتبدیل ثروت به دانش

نانو از جنس دانش و تکنولوژی است. یعنی اقتصاد نانو یکی از مؤلفه‌های اقتصاد دانش بنیان است. اقتصاد دانش بنیان است که ارزش‌افزوده‌ی بالایی دارد. اگر ما مبتنی بر محصولات پیشرفته، این اقتصاد را شکوفا کنیم، ایران در دید جهانیان در یک مدار دیگری قرار می‌گیرد. در نتیجه وقتی صحبت از اقتصاد دانش بنیان می‌کنیم و یا اقتصاد نانو که تابع اقتصاد دانش بنیان است، این اقتصاد بر مبنای دانش بنا می‌شود. 
برای محقق شدن اقتصاد دانش بنیان چه کارهایی انجام داده‌ایم چه کارهایی باید انجام بدهیم؟ ملزومات آن چیست؟ چه گلوگاه‌هایی داریم؟ ما یک مسئله را در رابطه با اقتصاد دانش بنیان تجربه کرده‌ایم و آن‌ هم تبدیل ثروت به دانش است؛ حدود دو دهه در کشورمان بر روی این موضوع کار کرده‌ایم. تبدیل ثروت با سرمایه‌گذاری در تأسیس دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، خرید تجهیزات، حقوق اساتید و… انجام شده است. بالاترین سرمایه‌گذاری برای جوانانی که در دانشگاه‌ها مشغول تحقیقات بودند، صورت گرفته است. بنابراین این سرمایه‌گذاری‌ها انجام شده و هدف این بوده است که دانش تولید شود. 
در تبدیل ثروت به دانش، دو دهه تجربه داریم و این فرآیند را به نام (Research) و یا تحقیقات می‌شناسند. اما شاخص این تولید دانش چیست؟ یکی از شاخص‌های آن کمیت و کیفیت مقالات معتبر بین‌المللی است. ما در رابطه با تولید دانش از نظر کمی خوب رشد کرده‌ایم، مثلاً در حوزه‌ی نانو در میان پنج کشور برتر دنیا قرار داریم، اما امروز بیشترین توجه بر روی کیفی کردن این دانش است. اگر می‌خواهیم اقتصاد دانش بنیان شکل بگیرد، اساس این اقتصاد، تولید دانش با کیفیت است. دانشی که تولید می‌کنیم باید با کیفیت و در مرز دانش قرار گیرد. این دانش باید با خود نظریه‌های جدید، اکتشافات جدید و ابداعات جدید به ارمغان بیاورد. شاخص علم با کیفیت این است که دانشمندان برجسته‌ی دنیا به یافته‌های علمی ما رجوع کنند. اگر ما به علم با کیفیت توجه نکنیم، در نهایت به یک کپی کار تبدیل می‌شویم. مانند دستگاه‌ها، محصولات و دارو‌هایی که دیگران چند سال است که در بازار دارند و ما در ایران همان محصول را به روش مهندسی معکوس و یا اصلاً با طراحی خودمان تولید می‌کنیم. با این شیوه، چیز بدیع و جدیدی را نمی‌توانیم به دنیا عرضه کنیم! در نتیجه بدون یک شالوده‌ی قوی در بحث دانش و بدون حرکت در مرز علم و دانش، توسعه‌ی تکنولوژی بی‌معناست.

دکتر سعید سرکار، دبیر ویژه‌ی ستاد فناوری نانومشکلی که امروزه در فرآیند تحقیقات در دانشگاه می‌بینیم، این است که اساتید تحقیقات را در سطح دانشجو  تعریف می‌کنند که معمولاً تحقیقات پراکنده‌اند. دانشجو، یک موضوع پیدا می‌کند و بعد شروع به کار تحقیقاتی می‌کند اما در سطح یک استاد تحقیق نمی‌کند. این تولید علم بی‌کیفیت دلیل همین بحث است. علم با کیفیت شرایط خاص خودش را می‌طلبد و ملزومات خاص خودش را می‌خواهد. طبیعی است به سرمایه‌گذاری نیاز است؛ بدون آزمایشگاه‌های پیشرفته، امکانات و نگرش صحیح بین اساتید، تولید علم با کیفیت اتفاق نخواهد افتاد. بهترین جراح بدون ابزار نمی‌تواند جراحی انجام دهد؛ چگونه انتظار می‌رود که در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها با ابزار و امکانات عقب افتاده، ابداعات و اکتشافات، علم با کیفیت و مقاله‌های علمی و جدید بخواهیم؟ چنین چیزی امکان ندارد. خواست ما این است که به بحث تولید علم با کیفیت توجه خاص شود. اساتید هم باید شیوه‌ی پژوهش و گروه‌های تحقیقاتی داشته باشند تا دانشجو در مرز دانش، پروژه و کار تحقیقاتی انجام بدهد.

  
تبدیل دانش به ثروت

بحث بعدی تبدیل دانش به ثروت است که به نوآوری یا (Innovation) معروف است. فرض کنید ما دانش را داریم، چگونه این دانش را به ثروت تبدیل کنیم؟ این مطلبی است که ما زیاد در آن تجربه نداریم و در حال یادگیری در این حوزه هستیم و ملزومات این محیط را باید فراهم کنیم؛ یعنی بتوانیم دانش را به فناوری تبدیل کنیم و محصول را با فناوری تولید کنیم سپس محصول را در بازار ارائه کنیم و تولید ثروت کنیم تا اقتصاد دانش بنیان شکل بگیرد. این موضوع شرایط و ملزومات خاص خودش را می‌خواهد. 
یکی از مقوله‌های قابل توجه، بحث فناوری است. ما خیلی از فناوری ها را تولید می‌کنیم و یکی از ملزومات موفقیت در بحث اقتصاد دانش‌‌ بنیان مقوله‌ی ثبت اختراع است. امروز نه اساتید و نه دانشجویان و نه شرکت‌های دانش‌ بنیان الفبا و ادبیات ثبت ایده و اختراع را نمی‌دانند و این یک مشکل است. یافته‌های علمی که از جیب ملت خرج شده و به مطلبی رسیده‌ایم، فقط در قالب مقاله، انتشار می‌دهیم. من مقاله را نفی نمی‌کنم، اتفاقاً خیلی مهم است و در دنیا برای ما اعتبار می‌آورد اما ابتدا باید یافته‌ها را که ارزش اقتصادی دارد، ثبت کنیم و سند آن را به‌ نام خودمان بزنیم، در قدم بعدی مقالاتمان را هم منتشر کنیم. باید بر روی این مسئله کار کرد و در دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان، فرهنگ ثبت طرح و ایده ارتقا پیدا کند. ایران در این زمینه رتبه‌ی ششم در بین کشورهای اسلامی را دارد و این شایسته‌ی جامعه‌ی ما نیست و توان بالاتر از این‌ها را داریم. بنابراین یکی از ملزومات اقتصاد دانش بنیان بحث ثبت اختراع است. شرکتی که محصول خود را در حالی که هنوز ثبت نکرده است، وارد بازار می‌کند، به راحتی می‌توانند محصولش را کپی کنند و بعد هم مانع ورود این محصولات به بازارها شوند.
یک نکته‌ی مهم این است که ما در آزمایشگاه یک محصولی را در حجم گرم تولید می‌کنیم و بعد فکر می‌کنیم، می‌توانیم این محصول را در صنعت در حجم تن تولید کنیم و فکر می‌کنیم که این کار شدنی است. اصل این است: تولید یک مدل آزمایشگاهی، بعد امتحان مدل در آزمایشگاه‌های ساخت و بعد تولید در کارخانه. این حلقه‌ی واسط در کشور ما مفقود است. یعنی اگر در حد گرم در آزمایشگاه تولید می‌کنیم، با تنظیم دستگاه‌ها و دقت فراوان در یک پایه بالاتر آزمایش کنیم. در حد نیمه صنعتی گرم را تبدیل به تولید در واحد کیلو کنیم، چند ده کیلو، چند صد کیلو و بعد در فضای صنعتی برویم. این حلقه‌ی واسط در ایران نیست، پژوهشگاه‌ها روی این بخش‌ها باید بیشتر تمرکز کنند و این هم یک مسئله‌ی مفقود شده در چرخه‌ی تبدیل دانش به ثروت است.
تا به امروز بعضی از ملزومات مهیا شده است. خدمات فناوری تا بازار ایجاد شده است، صندوق‌های توسعه‌ی فناوری شکل گرفته است. کانون ثبت اختراع، ترویج طرح، ثبت کردن ایده و حمایت‌های لازم ایجاد شده است، برای ثبت طرح‌های بین‌المللی نود درصد هزینه را معاونت علمی و فناوری تأمین می‌کند. درنتیجه تمام حمایت‌های لازم، مرحله به مرحله انجام می‌شود. اما قطعاً شرایط دیگری هم باید فراهم شود و یک تغییر در نگرش دانشگاه‌ها، مسئولین و متولیان شرکت‌های دانش‌بنیان صورت گیرد.
اگر یک فناوری تولید می‌شود، باید برایش کششی وجود داشته باشد. متأسفانه کشور ما اشتهایی برای جذب فناوری‌ که تولید می‌شود، ندارد. اما علت این موضوع چیست؟ در کشور به‌ ندرت صنعت داریم و بیشتر کارخانه داریم. تفاوت بین صنعت و کارخانه چیست؟ اشتباه است که هر کجا یک تعدادی کارخانه باشد، اصطلاح صنعت را اطلاق کنیم. مثلاً صنعت نساجی. آیا در کشور صنعت نساجی وجود دارد؟ تعداد زیادی کارخانه هست، سوله را ساخته‌اند، ماشین‌آلات را خریده‌اند، ماده‌ی اولیه مثل پشم را به نخ تبدیل می‌کنند و نخ را به پارچه. اما این صنعت نیست! فقط تعدادی کارخانه است که فعالیت می‌کند؛ صنعت پویاست. زنده است. متحول می‌شود. ولی کارخانه چیست؟ چیزی که ما دراین مملکت به آن می‌گوییم صنعت! شما اگر محصولی از همین کارخانه‌ها می‌خرید، خواهید دید که محصول تولید شده در سال دهم از روز اول، بی‌کیفیت‌تر است؛ زیرا هیچ تحولی در کارخانه اتفاق نمی‌افتد و قرار هم نیست تغییری ایجاد شود. کارخانه یک موجود مرده است و تحلیل می‌رود ولی صنعت یک موجود زنده و پویا است. موجود زنده خوراک می‌خواهد و تکنولوژی، خوراک صنعت است. اگر زمانی در کشور برای تکنولوژی کشش وجود داشت، می‌توان گفت ما صنعت داریم و این تحولی که درونش اتفاق می‌افتد، رو به رشد است. در همین نانو تکنولوژی زمانی که تکنولوژی‌های خود را به چین و یا کشور دیگر می‌بریم، کشش وجود دارد و این تکنولوژی را می‌خواهند اما در کشور خودمان به سختی می‌توانیم تکنولوژی خود را به صنعت منتقل کنیم. مثل این است که کباب برگ را کنار یک بچه‌ی سه ماهه بگذارید و به او بگویید کباب برگ بخورد و او اصلاً قدرت خوردن و هضم آن را ندارد. بنابراین شرایطی باید ایجاد کنیم تا کشش تکنولوژی در کشور ایجاد شود.

ورود به بازارهای بین‌المللی

در عرصه‌ی فناوری‌های برتر بازار کشور ما بازار مطلوبی نیست. محصولات با تکنولوژی پیشرفته، مانند محصولات مرسوم مصرفی نیست؛ من به جرأت می‌گویم امروز خیلی از شرکت‌های دانش‌ بنیان در کوچه‌ی بن‌بست هستند و خودشان نمی‌دانند. گاهی وارد یک کوچه می‌شوید ولی انتهای کوچه را نمی‌بینید؛ به امید این که راهی دارد، به مسیر خود ادامه می‌دهید ولی متوجه می‌شوید که بن‌بست است.
اگر نتوانیم وارد بازارهای بین‌المللی بشویم، شرکت‌های دانش‌بنیانی که امروز داریم بعد از چند سال به بن‌بست می‌رسند و تعطیل می‌شوند. بنابراین امروز باید به فکر ورود به بازارهای بین‌المللی باشیم و این شرایط خاص خود را می‌طلبد، ورود به بازار بین‌المللی ادبیات خاص خود را دارد. بحث ما با تولیدکننده‌ها این است که امروز بین‌المللی فکر کنید و بین‌المللی طراحی کنید. اگر این نگرش حاکم شد قطعاً این محصول راه خود را به بازارهای بین‌المللی باز می‌کند. بنابراین ورود به عرصه‌ی بین‌المللی نگرش و رفتار خاص خود را می‌خواهد. 
نکته‌ی بعد، برای ورود به بازار بین الملل، باید بازار ما را به رسمیت بشناسند. در حال حاضر نگاه دنیا به ما در تولید محصولات فناوری محور، مثل نگاه ما به یک کشور کاملاً عقب افتاده است. بگویند این محصول فناوری محور در ایران ساخته شده است. می‌گویند ایران؟ ایران را چه به محصول فناوری محور؟ مگر ممکن است؟ در نتیجه باید برای این موضوع برنامه داشته باشیم. در بحث جا انداختن محصولات ساخت ایران خیلی باید دقت داشته باشیم. دقت ما بر معیارهای محصولات صادراتی‌مان باید از دقت برای واردات محصول بیشتر باشد؛ زیرا می‌خواهیم اعتبار و اطمینان ایجاد کنیم. کسب اعتبار در بازارهای جهانی، زمان، سرمایه و انرژی می‌برد. 
امروز اگر محصولی تولید آلمان و یا ژاپن باشد، ما با اطمینان خاطر می‌خریم زیرا برای محصولاتشان زحمت کشیده‌اند و سرمایه‌گذاری کرده‌اند. پس باید تعدادی برند بزرگ در کشور ایجاد کنیم و این برندها را به دنیا معرفی کنیم تا محصول ساخت ایران را جا بیندازیم. این کار زمان‌بر است، شاید یک دهه طول بکشد باید صبر کرد، استقامت کرد و هزینه کرد. برای بازاریابی بین‌المللی نیاز به تجار و بازاریابانی متخصص در حوزه‌ی فناوری‌های پیشرفته داریم. آیا این تجاری که بیشتر آن‌ها واردکننده هستند، می‌توانند در عرصه‌ی بازاریابی محصولاتِ فناوری محور به ما کمک کنند؟ باید از یک دهه‌ی قبل به تربیت بازاریابان و تجار فناوری فکر می‌کردیم. 
این مقوله تخصص می‌خواهد و ادبیات خاص خودش را می‌طلبد. ما چه آدم‌های توانمندی در این زمینه داریم؟ چه تشکلی داریم؟ درنتیجه روی این موضوع باید برنامه‌ریزی و صبر داشته باشیم و سرمایه‎گذاری کنیم. به ‌هرحال این چرخه‌ی تبدیل دانش به ثروت چرخه‌ای است که نیازمند سرمایه‌گذاری است و این چرخه باید با برنامه‌ریزی و باکیفیت کامل شود.
به عنوان ستاد نانو که همیشه در توسعه‌ی فناوری‌های پیشرفته، نوک پیکان بوده‌ایم، به جرأت می‌توانم بگویم که بیش از پنجاه درصد برنامه‌ریزی‌ها و انرژی ما صرف همین ملزومات شده است. این که فضای مناسب و لازم را برای تبدیل دانش به ثروت فراهم کنیم. خوشحال هستیم، جاده‌ای را می‌سازیم که سایر عرصه‌های فناوری‌های پیشرفته و محصولاتی که مبتنی بر دانش هستند، می‌توانند در این مسیر حرکت کنند. قطعاً نشست‌هایی مانند مجمع اقتصاد فناوری نانو و یا اقتصاد دانش‌ بنیان با هم‌اندیشی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها می‌تواند تأثیر شگرفی در شتاب دادن به این موضوع داشته باشند.

نوشته های مرتبط

ارسال یک دیدگاه