بخش دوم: تملک

در بخش اول این مقاله، متغیرهای موجود در فرایند تصمیم‌گیری روش اکتساب فناوری را معرفی کردیم. همچنین انواع مدل‌های همکاری میان شرکت‌ها را به چهار گروه تملک، سرمایه‌گذاری مشترک، استفاده از منابع خارجی و ائتلاف تقسیم‌بندی کردیم. در این بخش، گروه اول یعنی تملک را بیشتر بررسی می‌کنیم.

ابتدا به شکل زیر نگاه کنید:

روش‌ها و مدل‌های همکاری میان شرکت‌ها بخش دوم: تملک

در اینجا شرکت ۱ قصد دارد شرکت ۲ را به تملک خود درآورد. شرکت ۱ منابع مالی را اختصاص داده و دیگری (شرکت ۲) منابع محسوس و غیر محسوس را در اختیـار مـی‌گـذارد. تمـامی مالکیت منابع، نتایج به‌دست‌آمده و حقوق بهره‌برداری از آن‌ها در اختیار شرکت ۱ است. یک قرارداد مدون معمولاً این امر را قانونمند می‌کند.

دو حالت از تملک از دیدگاه مدیریتی قابل‌شناسایی است:

ادغام مدیریت:

در این مورد شریک ۱ کاملاً مسئول مدیریت فعالیت‌ها است و اصول مدیریتی و مکانیسم‌های استفاده‌شده در مدیریت فعالیت‌های فنی شرکت تملک شده را (گاهی به‌صورت مشترک) تعریف می‌کند. این موضوع مـی‌توانـد در قرارداد تملک ذکر شود یا شرکا به‌صورت غیررسمی آن را تعریف کنند. برای مثال شرکت کانون[۱] در سال ۱۹۸۹ شرکت کوچکی به نام لپتون را تملک کرد تا فناوری پرتوی الکترونی را به دست آورد زیرا، توانمندی لپتـون به‌منظور توسـعه خطوط جدید مورداستفاده در طراحی مدارهای ریزتراشه، حائز اهمیت بود. لپتون کاملاً ادغام‌شده و تحت کنترل مستقیم واحد تجارت میکرو گرافیک کانون درآمد. واحد مذکور توانمندی‌های مورد نیاز را برای ساخت مدارهای ریزتراشه، از قبل دارا بود و این تملک برای اطمینان از تبادل دانش ضمنی[۲] این فناوری انجام شد.

روش‌ها و مدل‌های همکاری میان شرکت‌ها بخش دوم: تملک

استقلال مدیریت:

در این حالت، شرکت ۲ مسئول مدیریت فعالیت‌های همکاری است. بنابراین این شرکت یک واحـد خودمختـار (بخش) از مجموعه‌ی شرکت ۱ می‌شود. خودمختار  بودن شرکت ۲ می‌تواند در قرارداد تملک ذکر شود یا توسط طرفین به‌صورت غیررسـمی اجرا شود. شرکت میکروکنترل[۳]، یک شرکت نوآور و کوچک ایتالیایی در کنترل الکتریکی قطعات مکانیکی یک مثال از این حالت تملکی است. شرکت فین‌مکانیکا[۴]، یک شرکت بزرگ الکترومکانیکی ایتالیایی، میکروکنترل را به تملک خود درآورد. به‌منظور حفظ چابکی و روحیه نوآورانه، به میکروکنترل امکان داده شد که به‌صورت یک واحد خودمختار عمل کند؛ در این فرایند، هیئت‌ مدیره و کارکنان بخش تحقیق و توسعه تغییر نکردند. تملک رولم[۵] توسط آی‌بی‌ام[۶] مثال دیگری از تملک خودمختار است. در اواسط دهـه‌ی ۸۰، زمانی که تلفیق رایانه و ارتباطات راه دور یک روند آینده دار بود، تخصص شـرکت رولم در ارتباطـات موردتوجه آی‌بی‌ام قرار گرفت. رولم به تملک درآمد اما به‌عنوان یک واحد تجاری جداگانه باقی ماند.

البته باید توجه داشت که این نوع همکاری صرفاً با هدف اکتساب فناوری انجام نمی‌شود و در مواردی انگیزه تصاحب بازار قوی‌تر از دستیابی به فناوری می‌باشد. در این زمینه تملک اینستاگرام[۷] توسط فیس‌بوک[۸] را می‌توان مثال زد؛ اینستاگرام با حفظ هویت و مدیریت خود، به تملک شرکت فیس‌بوک درآمد. مدتی قبل نیز، شرکت مایکروسافت[۹]، شرکت لینکدین[۱۰] را به تملک خود درآورد، که مثال دیگری از این مدل است.

روش‌ها و مدل‌های همکاری میان شرکت‌ها بخش دوم: تملک

تملک (چه ادغام‌شده باشند، چه خودمختار) به‌صورت ریـشه‌ای ساختار سازمانی شرکت تملک ‌یافته را تغییر می‌دهند، زیرا شرکت تملک‌یافته به‌صورت بخشی از شـرکت اصـلی درمی‌آید. بـرای مثـال، بخش یا عملکرد جدیدی ممکن است ایجاد شود، منابع تملک شده و فعالیت‌ها ممکن اسـت کـاملاً ادغـام و بـا بخـش‌هـای موجود هماهنگ شوند و اغلب نیاز است که نقش‌ها و مسئولیت‌های افراد مجدداً تعریف گردند.

تملک اثر زیادی بر منابع شرکت‌ها دارند، زیرا شرکت‌های درگیر معمولاً به تخصیص مقدار زیادی از منابع مالی نیاز دارند. به دلیل حجم زیاد منابع تخصیص‌یافته، ریـسک زیاد است. افق زمانی تملک ذاتاً درازمدت است و عملاً معمـول نیـست افـق زمـانی (یعنی زمان قطع ارتباط و انحلال شرکت تملک شده) تعریف شود. سطح کنترل فعالیت‌ها و سطح کنترل نتایج به‌وضوح بسیار زیاد است زیرا هم منابع فعالیت و هم نتایج، تحت مالکیـت شـرکت تملک کننده (شرکت ۱) محسوب می‌شوند. علاوه بر این یک قرارداد رسمی، چنین کنترلی را تضمین و تقویت می‌کند. زمان و هزینه‌های راه‌اندازی معمولاً مطابق نوع و میزان منابع فراهم‌شده‌ی شرکت ۲، زیاد هستند. این موضوع شرکت‌هـا را به انجام یک تحلیل عمیق و پیچیده‌ی فناورانه وا‌می‌دارد. برای مثال استفاده از تکنیک‌های متنوع تعیـین ارزش شرکت تملک شده (مانند تکنیک‌های جریان نقدی تنزیل شده[۱۱]) و سپس تعیین قیمت تملک ضروری است. این تحلیل‌ها نیازمند صرف زمان و منابع کافی است. علاوه بـر ایـن تـصمیم نهایی معمولاً توسط مدیریت ارشد اتخاذ می‌شود و از این ‌رو فرایند تصمیم‌گیری ممکن است طولانی‌مدت و پیچیده باشد. همچنین وجود یک قرارداد رسمی تملک، سبب افزایش بیشتر زمان و هزینه‌ها می‏شود.

با توجه به نوع و میزان منابع فراهم‌شده توسط شرکت ۲ و با توجه به اینکه کل مالکیت منابع و نتایج منتقل مـی‌شـود، تملک‌ها درجه کمی از اصلاح (تغییر مشخصه‌ها پس از شروع فرایند همکاری) را دارند.

در مقایسه با تملک خودمختار، در تملک ادغام‌شده، تأثیر تملک بر طرفین قرارداد بیشتر است زیرا، نه‌تنها فناوری و دانش فنی درونی می‌شوند بلکه باید سطوح مدیریتی نیز تغییر کند. این امـر همچنـین سـطح کنتـرل فعالیـت‌هـا و نتـایج را افزایش و سطح قابلیت اصلاح را کاهش می‌دهد زیرا شرکت تملک شده خودمختاری خود را از دست داده و به‌صورت ثابت، بخـشی از کل ساختار شرکت ۱ شده است. هزینه‌ها و زمان راه‌اندازی برای تملک‌های ادغام‌شده بیشتر است زیرا باید چگونگی ادغام شـرکت تملک شده در ساختار موجود شرکت ۱ و چگونگی مدیریت فعالیت‌ها تعریف شود.

منابع

  1. R&D Strategy and Organization: Managing technical change in dynamic contexts, Chiesa, Vittorio.

[۱] Canon

[۲] Tacit Knowledge

[۳] Microcontrol

[۴] Finmeccanica

[۵] Rolm

[۶] IBM

[۷] Instagram

[۸] Facebook

[۹] Microsoft

[۱۰] LinkedIn

[۱۱] DCF