کسانی که هم برای یک شرکت بزرگ و هم برای یک شرکت کوچک کار کرده باشند، درباره‌ی تفاوت‌های فرهنگی و فضای متفاوت میان این شرکت‌ها صحبت‌های بسیاری دارند. استفان لیندگارد[۱]، یکی از نویسندگان پرکار حوزه‌ی نوآوری باز که سابقه نگارش کتاب‌ها و مقالات بسیاری را در این حوزه دارد، در مقاله‌ای ۷ تفاوت اساسی شرکت‌های بزرگ و کوچک را هنگامی‌که به نوآوری می‌پردازند، بیان کرده است. در ادامه این مقاله را که به‌ دقت به بررسی این تفاوت‌ها و چالش‌های ناشی از آن‌ها پرداخته، با هم مرور می‌کنیم:

قبل از اینکه به بررسی ۷ تفاوت شرکت‌های بزرگ و کوچک در فرایند نوآوری بپردازم، اظهارنظری را نقل می‌کنم از که راس کانسر[۲] از شرکت شل[۳] که برای یکی از مقالات وبلاگم درباره‌ی رویکرد شرکت‌های بزرگ و کوچک نسبت به نوآوری باز نوشته است:

«استفان، به نظر من نگاه تو صحیح است. به همان اندازه که شرکت‌های کوچک و متوسط به شرکت‌های بزرگ احتیاج دارند، شرکت‌های بزرگ نیز به آن‌ها محتاج هستند؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که به‌قول‌معروف «یکی از آن‌ها مریخی و دیگری از ونوس است.» ازآنجایی‌که این دو به یکدیگر نیازمندند اما بسیار باهم تفاوت دارند، بنابراین رابطه متقابل آن‌ها سریعاً با چالش مواجه می‌شود.

شرکت‌های بزرگ نکات بسیاری را باید بیاموزند تا توانایی همکاری با شرکت‌های کوچک را به دست آورند، بدون آنکه بسیاری از ویژگی‌های ارزشمند شرکت‌های کوچک (مانند خلاقیت، انعطاف‌پذیری و چابکی) را از بین ببرند. ضمناً، اگر شرکت‌های کوچک به دنبال تحقق ایده‌های نوآورانه‌ی خود هستند باید توقعات واقع‌بینانه‌ای از آنچه که اکنون هستند و آنچه نیاز دارند (بسیاری از نیازهای شرکت‌های کوچک در اختیار شرکت‌های بزرگ است، همچون: منابع مالی، مهارت‌های مکمل و ابزارهای تولید در مقیاس صنعتی) داشته باشند.

شرکت‌های کوچک روحیه کارآفرینانه‌ی بیشتری  دارند. در این شرکت‌ها، روحیه‌ی «ما می‌توانیم» جزء زنده و اثرگذار فرایند نوآوری است و به‌نوعی قسمتی از دی‌ان‌ای این شرکت‌ها را تشکیل می‌دهد. وقتی‌که شرکت کوچک شروع به بزرگ شدن می‌کند، این انرژی و روحیه‌ی خلاقانه به‌تدریج کمتر می‌شود؛ انرژی که در راه خلاقیت صرف می‌شد، به‌ تدریج صرف تمرکز بر عملکرد کوتاه‌مدت (در برابر نگاه بلندمدت به عملکرد در شرکت‌های کوچک)، ثبات اجرایی (در برابر نوآوری‌های اساسی) و افزایش بهره‌وری (در برابر سرمایه‌گذاری برای رشد) می‌شود.»

شرکت‌های بزرگ و کوچک هنگام انجام فرایند نوآوری، در ۷ زمینه تفاوت اساسی دارند:

  1. سرعت تصمیم‌گیری
  2. رویکرد نسبت به ریسک
  3. تخصیص منابع
  4. کسانی در شرکت که مدل کسب‌وکار شرکتشان را درک می‌کنند و کسانی که این مدل را مدیریت می‌کنند
  5. فرایندها یا عدم آن‌ها
  6. پیروی از قوانین و دستورالعمل‌ها در برابر شکستن آن‌ها
  7. تفاوت در تعریف نوآوری

یک‌به‌یک این موارد را باهم بررسی می‌کنیم.

  1. سرعت تصمیم‌گیری: شرکت‌های بزرگ با واحدهای بسیار و سطوح بوروکراتیک فراوانشان، معمولاً به زمان قابل‌توجهی برای تصمیم‌گیری نیاز دارند. در این شرکت‌ها وقفه‌های متعدد در فرایند تصمیم‌گیری برای تجزیه‌ و تحلیل مسائل امر غیر معمولی نیست، مخصوصاً برای فردی بیرون از شرکت این وقفه‌ها بسیار طولانی و کلافه‌کننده است. در مقابل، در شرکت‌های کوچک تصمیم‌گیری به ‌صورت محسوسی سریع اتفاق می‌افتد.

بنابراین، هنگامی‌که این دو نوع شرکت در فرایند همکاری و نوآوری باز به هم می‌رسند، فرایند همکاری برای شرکت کوچک بسیار کند پیش می‌رود. هم‌زمان، کارکنان شرکت بزرگ ممکن است از تقاضاهای مکرر شرکت کوچک برای سریع‌تر انجام شدن کارها، به ستوه آیند. درنتیجه، هر دو طرف همکاری ممکن است احساس کنند که طرف مقابلشان آن‌ها را درک نمی‌کند.

غلبه بر این مشکل بسیار سخت و زمان‌بر است و احتیاج به درک متقابل از سوی هردو شرکت بزرگ و کوچک دارد.

7 تفاوت اساسی میان شرکت‌های بزرگ و کوچک در فرایند نوآوری (بخش اول)

  1. رویکرد نسبت به ریسک: بنگاه‌ها در همه‌ی مراحل چرخه عمر خود با ریسک مواجه هستند اما رویکرد یک شرکت بزرگ نسبت به «ریسک‌پذیری» کاملاً متفاوت از رویکرد شرکت کوچک است. خصوصاً اگر شرکت کوچک یک استارتاپ[۴] یا بنگاهی در مرحله‌ی رشد سریع[۵] (مرحله‌ای که شرکت با سرعت زیادی شروع به توسعه می‌کند، همچون دوره نوجوانی در انسان) باشد، خود آن شرکت و کسب‌وکارش یک ریسک محسوب می‌شود. درحالی‌که در یک شرکت بزرگ که احتمالاً چند دهه از عمر آن می‌گذرد، کارکنان فضای پرتنش احساس مسئولیت در برابر وظایفی که جدید هستند و ریسک بالقوه‌ی زیادی دارند را تجربه نمی‌کنند. در این مورد نیز، تفاوت رویکردها در مواجه با ریسک، طرفین همکاری را از یکدیگر دور می‌کند.

جنبه‌ی دیگری از این تفاوت رویکردها وجود دارد که بنت ژارهولت[۶]، مدیر بخش نوآوری و مدیریت دانش شرکت اس‌سی‌ای[۷] به آن اشاره می‌کند:

«بزرگ‌ترین تفاوتی که من می‌بینم، تعادل میان رفتار تهاجمی و تدافعی است؛ هرچه شرکتی بزرگ‌تر باشد (که معمولاً بالغ‌تر نیز است)، داشته‌های بیشتری برای از دست دادن دارد و “ازدست‌رفته‌ها بزرگ‌تر از به‌دست‌آورده‌ها جلوه می‌کنند[۸]“. رفتار شرکت‌های بزرگ و بالغ بیشتر تدافعی و محافظه‌کارانه است؛ ازاین‌رو بهبود تدریجی فناوری‌های کنونی شرکت را نسبت به سرمایه‌گذاری بر روی نوآوری‌های اساسی ترجیح می‌دهند».

واضح است که چنانچه یک شرکت بزرگ و همکار کوچکش در فرایند نوآوری باز، دیدگاه‌های متفاوتی درزمینه‌ی جنس نوآوری موردنظرشان (نوآوری برانداز[۹] در برابر نوآوری تدریجی[۱۰]) داشته باشند، همکاری آن‌ها محکوم ‌به شکست است. این موضوع نشان می‌دهد که روشن بودن اهداف طرفین در همان آغاز همکاری چقدر اهمیت دارد.

ادوارد تامسون[۱۱]، یک مشاور حوزه‌ی مخابرات، نظر خود را در این زمینه چنین بیان می‌کند:

«شرکت‌های بزرگ مطمئناً توانایی انجام نوآوری را دارند. آن‌ها منابع مادی و فکری لازم برای این کار را در اختیار دارند؛ اما شرکت‌های بزرگ بسیار ریسک ‌گریزاند. نوآوری‌های اساسی محتاج شرکتی است که با آغوش باز به سمت یک بازار جدید و کشف نشده حرکت کند؛ شرکت‌های بزرگ نسبت به پذیرش ریسک‌هایی که همراه با ورود به یک حوزه یا بازار جدید باشد، بی‌میل هستند.»

7 تفاوت اساسی میان شرکت‌های بزرگ و کوچک در فرایند نوآوری (بخش اول)

  1. تخصیص منابع: برای یک شرکت کوچک، یک ریال هم یک ریال است! منابع، هنگامی ‌که کمیاب هم باشند (مانند پول)، معمولاً فقط زمانی هزینه می‌شوند که موجب افزایش درآمد خالص شرکت در پایان سال شوند. این نگاه به‌ شدت مادی نسبت به منابع، در شرکت‌های بزرگ به این شکل پر رنگ نیست. شرکت‌های بزرگ به دلیل دارا بودن منابع بسیار بیشتر نسبت به شرکت‌های کوچک، در هزینه کردن این منابع نسبت به همکار کوچکشان، نسبتاً بی‌پرواتر هستند؛ بسیاری از شرکت‌های بزرگ به دنبال استراتژی‌های خود، منابع خود را هزینه می‌کنند و نگاه صرفاً مادی به حاصل این هزینه‌ها ندارند.

از سوی دیگر، بسیاری از شرکت‌های کوچک با علم به رویکرد شرکت‌های بزرگ نسبت به منابع، انتظار هزینه‌های بدون حساب‌ و کتاب را از آن‌ها دارند. درحالی‌که شرکت‌های بزرگ، حد و مرزهای مشخصی برای هزینه کردن منابع خود دارند. مشکلات همکاری میان اغلب شرکت‌های کوچک با شرکت‌های بزرگ، بسیار شبیه زمانی است که دو فرد با هم ازدواج‌ کرده‌اند و زندگی می‌کنند درحالی‌که رویکرد آن‌ها نسبت به پول و نحوه‌ی خرج کردن آن بسیار متفاوت است!

7 تفاوت اساسی میان شرکت‌های بزرگ و کوچک در فرایند نوآوری (بخش اول)

در قسمت بعد، ۴ تفاوت دیگر شرکت‌های بزرگ و کوچک را بررسی خواهیم کرد.

 

منابع

http://www.15inno.com/

[۱] Stefan Lindegaard

[۲] Russ Conser

[۳] Shell

[۴] Start-up

[۵] Fast-growth stage

[۶] Bengt Järrehult

[۷] SCA

[۸] نقل‌قولی است از دو دانشمند اقتصاد رفتاری به نام‌های تورسکی و کانمن (Tversky & Kahneman) که به خاطر ارائه‌ی نظریه‌ی زیان‌گریزی (Prospect theory) موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۲ شدند.

[۹] Breakthrough Innovation

[۱۰] Incremental Innovation

[۱۱] Edward Thompson