فروم اقتصاد نانو امسال با تمرکز بر همکاری‌های فناورانه میان شرکت‌های بزرگ و کوچک برگزار خواهد شد. در این راستا به‌منظور هم‌فکری با صاحب‌نظران دانشگاهی و صنعتی در این حوزه، رشته گفت‌وگوهایی را با چند تن از این بزرگواران ترتیب داده‌ایم. اولین گفت‌وگو ما با دکتر مهدی مجید پور، معاون پژوهشی دانشکده مدیریت، علم و فناوری دانشگاه امیرکبیر است. روز ۲۲ اردیبهشت در طبقه سوم ساختمان فارابی دانشگاه امیرکبیر به دیدار ایشان رفتیم. پس از ارائه توضیحاتی درباره‌ی دوره‌های گذشته فروم و همچنین اهداف موردنظر فروم امسال، گفت‌وگوی کوتاهی را با دکتر مجید پور انجام دادیم که در ادامه آمده است.

فضای کلی صنایع و بنگاه‌های کشور در موضوع همکاری‌های فناورانه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در سال‌های اخیر سیاستی که متأسفانه به‌اشتباه در کشور دنبال شده، تمرکز بیش‌ازاندازه بر شرکت‌های کوچک بوده است (البته این سیاست در حوزه‌ی فناوری‌های نانو سیاست اشتباهی نیست و توجیه‌پذیر است، چون ماهیت فناوری‌ نانو به شکلی است که عمدتاً در شرکت‌های کوچک شروع به زایش و تولید فناوری می‌کند و منجر به شکستن مرزهای علم و فناوری می‌شود)؛ متأسفانه ما در توجه به بنگاه‌های بزرگ دچار غفلت شده‌ایم؛ اما باید توجه کنیم که در راستای اهمیت دادن به این شرکت‌ها باید آنها را تشویق کنیم؛ نباید به دنبال حمایت از آن‌ها برویم. شرکت‌های بزرگ معمولاً منابع کافی برای توسعه‌ی فناوری را دارند اما تمایل آن‌ها برای انجام همکاری با شرکت‌های کوچک داخلی کم است. موضوعی که در سیاست‌گذاری برای اهمیت دادن به شرکت‌های بزرگ باید به آن توجه کنیم، تدوین سیاست‌های تشویقی و ترویجی در مقابل سیاست‌های حمایتی است. برگزاری فروم‌هایی همچون فروم اقتصاد نانو می‌تواند حرکت خوبی در راستای تشویق و ترویج شرکت‌ها (مخصوصاً شرکت‌های بزرگ) برای انجام همکاری با شرکت‌های بیرونی باشد.

وضعیت آگاهی بنگاه‏های کوچک داخلی نسبت به فواید و مشکلات نوآوری از طریق همکاری با شرکای بیرونی شرکت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر بنده بسیاری از بنگاه‌های کوچک از لحاظ سطح مدیریتی شرایط چندان مناسبی ندارند؛ اغلب مدیران این بنگاه‌ها به اهمیت و لزوم این همکاری‌ها واقف هستند اما از اهمیت استراتژیک، مدل‌ها، راه‌ها و جایگاه این همکاری‌ها در افق آینده‌ی خود بنگاه، صنعت و کشور آگاهی ندارند. آموزش‌هایی همراه با مثال‌های عملی و مطالعه‌های موردی لازم است تا مدیران این شرکت‌ها در جریان این موضوعات قرار بگیرند.

بنگاه‌های بزرگ در مواردی که ذکر کردم آگاهی خوبی دارند، اما دانش این بنگاه‌ها از بنگاه‌های کوچک داخلی بسیار اندک است؛ یعنی هنگامی‌که یک مطالبه‌ی فناوری در یک بنگاه بزرگ شکل می‌گیرد، واحد تحقیق و توسعه این بنگاه‌ها سریعاً به دنبال یافتن شرکت‌های خارجی می‌روند که تأمین‌کننده فناوری موردنظر باشند؛ به دلیل وجود اطلاعات گسترده درباره شرکت‌های کوچک خارجی در فضای مجازی یافتن شرکت تأمین‌کننده بسیار آسان‌تر است. همین ویژگی به چالش عمده‌ی شرکت‌های بزرگ برای یافتن شرکای کوچک داخلی تبدیل‌شده است؛ عدم وجود  بانک‏های اطلاعاتی و مراکز واسطه‌ای قوی منجر شده است که شرکت‌های بزرگ نتوانند شرکت‌های کوچک داخلی که توانایی تأمین فناوری موردنظر را دارند، بیابند. درحالی‌که گروهی از بنگاه‌های بزرگ به اهمیت و فواید همکاری با بنگاه‌های کوچک داخلی کاملاً آگاه هستند و تمایل بسیاری نیز از خود نشان می‌دهند.

در این موارد نیز طبیعتاً وجود رویدادهایی همچون فروم اقتصاد نانو که شما برگزار می‌کنید، بی‌تأثیر در بهبود شرایط نخواهد بود..

نظر شما در خصوص قوانین و مقررات دولتی در حمایت از همکاری میان شرکت‌ها چیست؟

به نظر من قوانین موجود اولاً شفاف نبوده و ثانیاً تسهیلگر نیستند؛ قوانین باید از همکاری میان شرکت‌های کوچک (مخصوصاً شرکت‌های دانش‌بنیان) و شرکت‌های بزرگ حمایت کند. برای مثال موضوع مهمی همچون معافیت از مالیات درزمینه‌ی همکاری میان شرکت‌های بزرگ با شرکت‌های کوچک دانش‌بنیان در قوانین کنونی وجود ندارد. قانون ضعیفی در سال ۱۳۸۱ تصویب شد اما فرصت کافی برای اجرایی شدن پیدا نکرد. این قانون ۱۰ ساله بود و در سال ۱۳۹۱ باید تمدید می‌شد که این امر صورت نگرفت.

اگر شرکت بزرگی آگاه باشد که برای همکاری با یک شرکت کوچک دانش‌بنیان به‌منظور انتقال و توسعه‌ی یک فناوری خاص، از مالیات معاف می‌شود، با جدیت بیشتری برای انجام این همکاری تلاش می‌کند. در شرایط کنونی ضعف اصلی ما برای ترویج این همکاری‌ها، ضعف نهادی است؛ ضعفی که از جنس نهادها و قوانین تسهیلگر و حمایت‌کننده است.

فرهنگ موجود در شرکت‌های ایرانی برای همکاری با شرکای بیرونی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فرهنگ همکاری در شرکت‏های ما وجود دارد اما کمرنگ است. فعالیت‌هایی که مثلاً ستاد توسعه فناوری نانو انجام می‌دهد تسهیلگر این همکاری‌ها است و به عقیده من یک نوع فرهنگ‌سازی است در راستای اینکه کارها به‌صورت گروهی انجام شود. ستاد در جایگاه یک نهاد دولتی توانایی این را دارد که دلگرمی مناسبی را در طرفین همکاری ایجاد کند؛ طرفین همکاری با این اطمینان که دولت از فرایند همکاری آن‌ها پشتیبانی می‌کند، بیشتر و بهتر تلاش می‌کنند. همین نقش حمایتی ستاد، فرهنگ همکاری را اندک‌اندک در میان شرکت‌ها افزایش می‌دهد.

نقش واسطه‌های تبادل فناوری (کارگزاران رسوخ) را در این زمینه چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در اینجا نیز نقش نهادهای حاکمیتی همچون ستاد نانو بسیار حائز اهمیت است؛ مثلاً من به‌عنوان یک شرکت دانش‌بنیان کوچک معمولاً به کارگزار اعتماد چندانی ندارم اما به ستاد نانو اعتماد می‌کنم؛ بنابراین ستاد وظیفه‌ی اعتمادسازی را نیز بر عهده دارد. بهتر است که این کارگزاران متصل به ستاد باشند و حتی از طرف ستاد به شرکت‌ها معرفی شوند. درنتیجه من شرکت دانش‌بنیان تمایل به کار با این کارگزار خواهم بود چون دلگرم به حمایت ستاد (به‌عنوان یک نهاد حاکمیتی) خواهم بود.

به نظر شما مدل‌های مناسب برای همکاری شرکت‌های بزرگ و کوچک داخلی کدام موارد هستند؟

این مدل‌های همکاری از یک فناوری به فناوری دیگر و از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است. مخصوصاً در حوزه‌ی نانو، فناوری‌ها و صنایع مختلفی درگیر هستند؛ حوزه‌ی فناوری نانو حوزه‌ی بسیار  گسترده‏ای است که بازیگران و ذینفعان متعددی دارد. ارائه‌ی یک مدل واحد برای همه‌ی همکاری‌ها در این حوزه عملاً غیرممکن است. برای تعیین مدل همکاری مناسب باید هر مورد همکاری با توجه به شرایط ویژه‌ی آن بررسی شود. به نظر من بسیاری از این مدل‌ها امکان اجرا در فضای کنونی کشور ما را دارند. به شرط آنکه طرفین همکاری اطلاعات خوبی از نحوه‏ی اجرایی شدن آن در کشور را داشته باشند.

آیا خود شما درگیر نمونه‌ای از این همکاری‌ها (چه داخلی چه خارجی) بوده‌اید؟

من هم با موارد داخلی و هم موارد خارجی برخورد داشته‌ام. در موارد خارجی مشکل اصلی در مرحله تجاری‌سازی فناوری است. در موارد داخلی علاوه بر مسئله تجاری‌سازی، مشکلاتی از قبیل اعتماد متقابل میان طرفین همکاری نیز بسیار برجسته است. در فضای داخلی هنوز بر سر خود مسئله «همکاری» مشکل داریم و هنوز ابهامات برطرف نشده و اعتمادسازی در حد قابل‌قبول انجام‌نشده است؛ درحالی‌که در موارد خارجی عمدتاً بر سر نوع و مدل همکاری بحث می‌شود.

از طرف دیگر در کشور ما قوانین شفافی برای صیانت از مالکیت فکری شرکت‌ها وجود ندارد. این چالش عامل بازدارنده بزرگی بر سر راه شکل‌گیری همکاری میان شرکت‌ها است؛ درحالی‌که در موارد خارجی چنین دغدغه‌هایی بسیار کمتر است.

به نظر شما این همکاری برای شرکت‌های بزرگ منفعت بیشتری دارد یا شرکت‌های کوچک؟

همکاری میان شرکت بزرگ و شرکت کوچک برای هردو طرف منفعت دارد و مهم است. در بسیاری از موارد شکل‌گیری همکاری میان این دو، برای شرکت کوچک حیاتی و برای شرکت بزرگ مقرون‏به‌صرفه است. به نظر من این همکاری کاملاً یک بازی برد-برد است.

با توجه به اینکه تمرکز اصلی فروم اقتصاد نانو امسال بر روی موضوع همکاری میان شرکت‌های کوچک و بزرگ است، چه پیشنهادهایی به منظور برگزاری موفق این فروم دارید؟

ذکر یک نکته‌ی دیگر اینجا می‌تواند مفید باشد. بحث همکاری فناورانه و به‌تبع آن بحث تبادل و انتقال فناوری در دو دسته عمده موضوعیت دارد. دسته اول انتقال فناوری میان بنگاه‌ها در یک کشور که همکاری میان شرکت‌های بزرگ و کوچک در این دسته قرار می‌گیرد. دسته دوم انتقال فناوری میان کشورها و انتقال فناوری است که مرزهای بین‌المللی را درمی‌نوردد. این دسته اهمیت راهبردی بسیار حیاتی در شرایط کنونی و پسابرجام کشور دارد. متأسفانه بسیاری از شرکت‌های داخلی در مواجه با شرکت‌های خارجی و در هنگام مذاکره با آن‌ها درباره نیازها و خواسته‌های خود آگاهی و آمادگی کافی ندارند و مکانیسم‌های مناسب برای انتقال فناوری را به‌درستی نمی‌شناسند. برگزاری چنین رویدادهایی در کشور دانش خوبی را به شرکت‏های داخلی ما اعطاء میکند که بسیار مفید و قابل تقدیر است. بنده پیشنهاد می‎کنم که در سایر رویدادهای ستاد نانو حتماً به دسته دوم انتقال فناوری پرداخته شود و از صاحب‌نظران این حوزه دعوت شود.