نوآوری باز (قسمت چهارم)

نوآوری باز

بخش چهارم: پارادایم نوین در مدیریت نوآوری

در بخش قبل الگوی نوآوری بسته، به‌عنوان پارادایم غالب در مدیریت نوآوری در طی قرن گذشته، معرفی شد. امروزه رویکرد بسته نسبت به نوآوری و تمرکز بر تحقیق و توسعه داخلی در داخل سازمان روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود؛ در مقابل بسیاری از شرکت‌ها به سمت رویکردهای مبتنی بر نگاه باز نسبت به نوآوری و دستیابی به ایده‌های نوآورانه از طریق همکاری با منابع نوآوری خارج سازمان، گرایش یافته‌اند. برای شناخت بهتر راهبردهای کلان شرکت‌ها می‌توان عملکرد واقعی آن‌ها را بررسی کرد و دید که آن‌ها در عمل چگونه محرک‌های نوآوری را جستجو می‌کنند. نتیجه فرایندهای پیمایش نوآوری[۱] در کشورهای مختلف که معمولاً در مقیاس کلان ملی و فراملی انجام می‌شود، به ما نشان می‌دهند که نوآوری موفق درگرو گسترش هرچه بیشتر شبکه و بسیج کانال‌های متعدد برای همکاری با منابع خارج از سازمان است.

اهمیت برقراری ارتباطات پربار و گسترده با منابع بالقوه نوآوری تازگی ندارد. برای نمونه مطالعات دهه ۱۹۵۰ کارتر[۲] و ویلیامز[۳] در انگلستان یکی از تفاوت‌های اصلی شرکت‌های نوآور موفق و ناموفق را این‌گونه توصیف می‌کنند: مقدار «گسترده»[۴] یا «محدود»[۵] بودن شرکت‌ها در مواجهه با منابع نوآوری. البته همان‌گونه که در بخش قبلی این گفتار اشاره شد، توجیهاتی نیز برای دفاع از رویکرد نسبتاً بسته به نوآوری وجود دارند. برای نمونه تحقیق و توسعه درون‌زا این مزیت را دارد که شرکت‌ها می‌توانند بر اطلاعات حاصل و نحوه به‌کارگیری آن‌ها کنترل کامل اعمال کنند؛ اما در عمل نوآوری منابع متعددی دارد و صرفاً محدود به تحقیق و توسعه درون‌زا در سازمان‌ها نیست؛ بنابراین شرکت‌ها باید تا حد امکان فراگیر عمل کنند تا حداکثر این منابع را پوشش دهند. این رویکرد فراگیر اولین بار از سوی هنری چسپرو[۶] در قالب پارادایم «نوآوری باز»[۷] نظریه‌پردازی شد. در فضای موسوم به «نوآوری باز» سازمان‌ها سعی می‌کنند، با اتخاذ دیدگاهی گسترده‌تر در حوزه دانش، اهمیت منابع بیرونی نوآوری را به رسمیت بشناسند و دانش خود را نیز بیش‌تر در دسترس دیگران قرار دهند.

در دنیای «سرشار از دانش» کنونی، دیگر نمی‌توان فرض کرد که تمام افراد باهوش دنیا برای ما کار می‌کنند یا بایستی برای ما کار کنند. حتی شرکت‌هایی همچون «پراکتر اند گمبل»[۸] با بودجه پژوهشی هنگفت (بودجه پژوهش سالانه این شرکت با حدود ۷۰۰۰ دانشمند و مهندس در سطح جهان حدود ۳ میلیارد دلار است) در حال تجدیدنظر اساسی در مدل‌های کسب‌وکار خود هستند و شعار اصلی خود را از «تحقیق و توسعه»[۹] به «ارتباط و توسعه»[۱۰] تغییر داده‌اند. «پراکتر اند گمبل» تلاش دارد، در قالب حرکتی راهبردی، خود را از الگوی نوآوری بسته برهاند و به نقطه‌ای برسد که بیش از ۵۰ درصد از نوآوری‌هایش از بیرون سازمان سرچشمه بگیرند.

هنری چسپرو مجموعه عوامل زیر را دلایل اصلی برای منسوخ شدن پارادایم نوآوری بسته می‌داند:

  • در دسترس بودن روزافزون کارکنان متحرک ماهر
  • بازار سرمایه خطرپذیر[۱۱]
  • گزینه‌های بیرونی برای ایده‌های پژوهشی شرکت‌های بزرگ
  • قابلیت رو به رشد تأمین‌کنندگان بیرونی

چسبرو بر اساس این نکات نتیجه‌گیری می‌کند که درمجموع با توجه به عواملی که موجب منسوخ شدن فضای فعالیت نوآوری بسته‌شده‌اند، ادامه این وضع امکان‌پذیر نبوده و برای خروج از آن، به پارادایم جدیدی در نوآوری نیاز داریم. پارادایم جدید به پارادایم «نوآوری باز» معروف شده است.

برای درک بهتر این پارادایم نوین در مدیریت نوآوری، بهتر است کلیات این پارادایم را با پارادایم نوآوری بسته مقایسه کنیم:

  • در الگوی نوآوری بسته، شرکت‌ها باید ایده‌های خاص خود را خلق کنند، سپس آن‌ها را توسعه دهند و عینیت بخشند و نهایتاً به بازار عرضه و از محصول خود پشتیبانی کنند. این الگوی بسته، به شرکت‌ها توصیه می‌کند که بشدت «خود اتکا» باشند زیرا نمی‌توان از کیفیت، قابلیت دسترسی و توانایی ایده‌های سایرین اطمینان حاصل کرد. منطق زیربنایی در نوآوری‌های بسته، تمرکز داخلی است.
  • در الگوی نوآوری باز، چنین فرض می‌گردد که ایده‌های داخلی را می‌توان از کانال‌های خارجی وارد بازار کرد که این کانال‌ها در خارج از کسب ‌و کار فعلی شرکت هستند و در نهایت باعث ایجاد ارزش برای سازمان می‌شوند. همچنین مدل نوآوری باز بر بهره‌گیری از ایده‌های نوآورانه از خارج سازمان تأکید می‌کند.

در بخش دوم از این گفتار، «قیف نوآوری» را به‌عنوان رویکرد غالب به مدیریت نوآوری در سازمان‌ها معرفی کردیم. شکل زیر تفاوت الگوی نوآوری بسته و باز را در قالب قیف نوآوری نشان می‌دهد.

تفاوت مدل نوآوری باز با مدل نوآوری بستهتفاوت مدل نوآوری باز با مدل نوآوری بسته

شکل ۱، تفاوت مدل نوآوری باز با مدل نوآوری بسته

برای نتیجه‌گیری بهتر و جمع‌بندی مطالب، تفاوت‌های اصولی الگوی نوآوری باز با الگوی نوآوری بسته در جدول زیر آمده است:

جدول 1، تفاوت اصول حاکم بر الگوی نوآوری باز با الگوی نوآوری بسته

جدول ۱، تفاوت اصول حاکم بر الگوی نوآوری باز با الگوی نوآوری بسته

به‌صورت کلی می‌توان گفت که در فضای نوین مدیریت نوآوری، به‌ جای خلق دانش، بر تجارت و مدیریت جریان دانش تأکید می‌شود.

منابع

  1. Managing innovation: integrating technological, market, and organizational change, 4th c2009.
  2. Open Innovation: The New Imperative for Creating and Profiting from Technology. HBS Press.

[۱] Innovation Survey

[۲] Carter

[۳] Williams

[۴] Cosmopolitan

[۵] Parochial

[۶] Henry Chesbrough

[۷] Open Innovation

[۸] Procter & Gamble (P&G)

[۹] Research & Development (R&D)

[۱۰] Connect & Development (C&D)

[۱۱] Venture Capital (VC)

نوشته های مرتبط

دیدگاه ها (2)

عالی بود…ممنون….لطفا مطالب و مثالهای کاریردی بیشتر از نوآوری باز بگذارید و اینکه چه شرکت هایی از نوآوری باز استفاده کرده اند و به چه نتایجی دست یافته اند.

عالي عالي متعالي بود

ارسال یک دیدگاه